سرمقاله
محمد عسلی
ای گل فروش گل چه فروشی برای سیم
برای کودک و یا نوجوانی که در چهارراه‌های چه کنم دسته گلی را تکان می‌دهد بدان امید که شیشه اتومبیلی پایین کشیده شود همیشه چراغ قرمز آرزوی کوچکی است و برای رانندگان بی‌خیال چراغ سبز، فرصت است.
این تعارض نه فقط در خواستن و نخواستن خود را نشان می‌دهد بلکه در داشتن و نداشتن هم چشم معنی‌بین می‌خواهد فاصله‌ها را. چقدر فاصله است بین دستانی که گل‌ها را تکان می‌دهد و بین دستانی که فرمان‌ را می‌چرخاند.
من نمی‌دانم آیا عطر گل‌های شکوفای نرگس مشام جان کودک گل‌فروش را هم آرام می‌کند یا بیشتر ترس از ماندن و خشک شدن گلبرگ‌ها او را رنج می‌دهد؟
چه فاصله‌هایی است بین دو نگاه. نگاهی از سر نیاز به دست‌های کرامت و نگاهی از سر بی‌نیازی به دست‌های نیازمند. چقدر کشتن احساس بی‌صداست و ضربه‌های هولناک روح سرگردان حتی به بی‌خیالی یک سبقت صدادار. صدایی که هیچگاه شنیده نمی‌شود.
و اما بعد: (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود!
این روزها به طور متوسط هر شخصی سه تا چهار کارت بانکی دارد که در هر کدام از آنها مبلغی کم یا زیاد ذخیره شده است. شاید اگر دست خود مردم باشد ترجیح بدهند تنها یک کارت بانک داشته باشند اما بانک‌ها زرنگ‌تر از آن هستند که اجازه دهند مردم به یک کارت بانکی قناعت کنند. به طور کلی شما برای هر کار مهمی نظیر اخذ وام، ضمانت کردن و یا دریافت حقوق که مراجعه می‌کنید ناگزیر از داشتن حساب بانکی و به تبع آن کارت بانکی هستید. هر چند بیشترین تراکنش به بانکی مربوط می‌شود که حقوق ماهیانه‌ی شما به آن بانک واریز می‌گردد. هر چند به دلایلی ضرورت اقتضا می‌کند که شما بیش از یک حساب بانکی داشته باشید تا اگر همسر و فرزندتان از شما پولی مطالبه کرد کارتی را به او بدهید که مبلغ کمتری در آن ذخیره دارید و به این طریق بخواهید موجودی خود را مدیریت کنید. اخیراً که بحث اتصال کارت سوخت به کارت بانکی مطرح گردیده سیل پیامک‌ها از سوی بانک‌های مختلف سرازیر می‌شود که شما را به انتخاب بانکی خاص برای پرداخت هزینه سوخت ترغیب می‌کند. اینجاست که تازه متوجه می‌شوید چند حساب بانکی دارید. چند روز پیش یکی از بانک‌ها به من پیامک داد که مبلغ پنج هزار تومان بابت ارسال پیامک از حساب شما کسر گردید و مانده حساب شما هم هشتاد و پنج هزار تومان است. ناگهان شستم خبردار شد که ۶ سال پیش ضامن یکی از دوستانی شدم که قصد خرید منزل داشت و وام هم تسویه شد و من هم پیگیر مانده حساب خود برای برداشت از آن نبودم تا این که چنین پیامکی را دریافت کردم. ناخودآگاه به این فکر افتادم که چند صد میلیارد تومان از این گونه پول‌های بی‌حساب و کتاب در بانک‌های مختلف به صورت سپرده وجود دارد که صاحبان آن نیز خبر ندارند و بانک‌ها هم از خدا خواسته هرگز به صاحب حساب برای تخلیه‌ی حسابش مراجعه نمی‌کنند و تنها هر از گاهی تولدش را به او تبریک می‌گویند و این پول‌ها می‌ماند و قطره قطره جمع می‌شود و تبدیل می‌شود به دریایی که به هنگام سونامی‌های اقتصادی امواجی چند متری به ساحل حواله می‌دهد. انصافاً باید اعتراف کنیم اغلب خدماتی که بانک‌های ما ارائه می‌دهند مردم‌محور نیست و هر بانکی مشغول دام‌گستری برای جذب و جلب سرمایه‌های سرگردان مردم است. بانک‌هایی که برخلاف رویه‌ی قدیمی برای انجام هر کاری از شما پول مطالبه می‌کنند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
تروریسم و امنیت جهانی
تروریسم یا وحشت‌آفرینی به مرور برای اشخاص، اصحاب، تشکل‌های ایدئولوژیک و یا دولت‌ها در عملکردهایشان برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده جا افتاده و به یک مکتب تبدیل شده است.
مکتبی که شعارش می‌تواند این جمله معروف داعشی‌ها باشد.
«النصر فی‌الرعب» [پیروزی در ترساندن است]
ایجاد ترس که نیروی محرکه تروریسم است امروز هم کاربرد سیاسی دارد هم کاربرد اقتصادی و نظامی و فرهنگی.
اگر به عقبه تاریخ برگردیم بعضی از کشتن‌ها را می‌توانیم ترور بنامیم. آن دسته که هدف اولیه آن ایجاد ترس در بین مردم یا یک اجتماع حزبی، تشکیلاتی و ایدئولوژیک است.
در ایران سابقه تروریسم در دوران‌های مختلف تاریخی بیان کننده دشمنی‌ها، اختلافات سیاسی، قبیله‌ای و ایدئولوژیکی است.
هر چند در دوران سلطنت پهلوی‌ها شاهد ترور علی رزم آرا، عبدالحسین هژیر، مهندس ملک عابدی و تنی چند از کارشناسان نظامی آمریکایی در ایران بوده‌ایم که گروه‌های سیاسی و حزبی و تشکیلات ایدئولوژیک پشت این ترورها بودند اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی به علت بینش و اختلافاتی که بین گروه‌های سیاسی مخالف با جمهوری اسلامی پیش آمد شخصیت‌های سیاسی و مذهبی بسیاری توسط گروهک‌ها ترور شدند. (ادامه…)