سرمقاله
محمد عسلی
فرهنگ درمانی به شیوه استاد ناصر امامی
هر چند بارها از ابراز لطف و محبت معاون فرهنگی بیمارستان قلب کوثر شیراز جناب استاد ناصر امامی اهالی فرهنگ و اینجانب برخوردار بوده‌ایم و بارها اتفاق افتاده راهی بیمارستان‌های مختلف شده‌ام اما در فرصتی کوتاه بر حسب اتفاق با جناب ایشان در محل معاونت فرهنگی بیمارستان کوثر ملاقاتی داشتم که سخن از فرهنگ درمانی رفت و اقداماتی که ظرف ۲۲ سال عمر بیمارستان کوثر در خصوص فرهنگ درمانی و نحوه ارتباط و برخورد با بیماران و همراهان ایشان توسط معاونت فرهنگی و ابواب جمعی آن صورت گرفته است که برایم جالب و تأثیرگذار بود.
و اما بعد:
استاد ناصر امامی شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار و ادیب که سالیان عمر را در مرکز دایره فرهنگ فارس گذرانده و در این راه پرفراز و نشیب موی سپید کرده است بعد از گذر از هشتاد سالگی هنوزا هنوز شور و شوق ادیبانه، او را در محور اقدامات انسان‌دوستانه فرهنگی قرار داده و در یکی از شلوغ‌ترین بیمارستان‌های قلب که کوثرش نامیده‌اند علاوه بر جذب خیرین به عنوان یکی از اعضای هیأت امنای بیمارستان حضوری جدی در عرصه‌ی فرهنگ درمانی دارد.
فرهنگ درمانی بدین معنی که توانسته در نحوه تعاملات و رفتار کارکنان بیمارستان با بیماران و همراهان آنها به منظور رضایتمندی آنها تأثیرگذار باشد. تشکیل نمایشگاه کتاب و فروش کتاب‌های مورد لزوم در اوقات فراغت با موضوعات راهنمایی‌های پزشکی، ایجاد فضای شاد و با نشاط از طریق ارتباط مهربانانه با بیماران، انتشار بروشورهای آسان فهم پزشکی در موضوعاتی که معمولاً بیماران با آنها مواجهند و در دسترس رایگان قرار دادن آنها در محل‌ها و جعبه‌های مناسب مقابل دید منتظرین.
تشکیل جلسات عدیده با کارکنان در جهت هدایت فرهنگی رفتارها و برخوردهای آنها با بیماران و همراهان آنها تنها بخشی از اقدامات التیام‌آوری است که به لحاظ روانی و رضامندی خاطر بیماران بسیار مؤثر است. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
روز توافق و هم افزایی
انسان موجود پیچیده‌ای است و زمانی که این پیچیدگی در رفتار او نمود پیدا می‌کند شاهد تناقض‌هایی عینی هستیم که کنار آمدن با آنها چندان آسان نیست. تصور این که تلفیق رفتارهای پیچیده انسان‌ها در جریان مناسبات اجتماعی و تعاملات سیاسی و اقتصادی منجر به شکل‌گیری معجونی درهم تنیده شود و در قالب باورها، نمادها، فرهنگ‌ها و آیین‌ها و رویدادها و خلاقیت‌ها و ساخت و سازها و حتی ویرانگری‌ها و جنگ‌ها خود را نشان دهد، دشواری گذران زندگی که برآیند رفتارهای بعضاً نامتجانس است آشکار می‌گردد. اینجاست که نمی‌توان با اطمینان کامل به انگیزه‌ها و اهداف اولیه شکل‌گیری نظام‌های خانوادگی و حکومتی و تشکل‌های منطقه‌ای و نهایتاً سازمان‌های برآمده از دل جامعه‌ی جهانی اعتماد کرد زیرا هیچ تضمینی وجود ندارد که بنیاد یک جامعه، نهاد و سازمان تحت تأثیر رفتارهای متناقض دچار فروپاشی و استحاله نشود و هزینه‌ها و نیروهای صرف شده برای رسیدن به یک مقصود یکدیگر را خنثی نکنند. همین سازمان ملل متحد را در نظر بگیرید که از ابتدا با هدف جلوگیری از جنگ و جنایت‌های غیرانسانی و نسل‌کشی و نقض حقوق بشر و نژادپرستی با عزمی بین‌المللی شکل گرفت اما به تدریج دستخوش سهم‌خواهی کشورهای قدرتمند شد به طوری که هم اکنون حتی پیشگامان شکل‌گیری این نهاد نیز به ناکارآمدی آن برای حل مسائل جهانی و منطقه‌ای اذعان دارند. وقتی از حال به گذشته برمی‌گردیم درمی‌یابیم که محصول تلاش‌های هدفمند مصلحان جهانی و شخصیت‌های آسمانی نیز به مرور زمان تحت تأثیر گرایش‌های قومی و قبیله‌ای و منافع فردی و گروهی و خرده فرهنگ‌ها و قدرت‌طلبی‌ها و تحریف‌ها و بدعت‌ها در معرض آسیب‌های فراوان قرار گرفته و به تجزیه و شکل‌گیری مذاهب و فرقه‌سازی‌ها منجر شده است به طوری که هیچ مذهب و زیرشاخه‌ی وابسته به ادیان گوناگون از افراط و تفریط در امان نیست و از اغلب آموزه‌ها و معیارهای دینی تنها نامی برجای مانده و اکثریت قریب به اتفاق پیروان ادیان آسمانی از دستاوردهای معنوی دین و ارمغانی که باید برای آنها داشته باشد سهم چندانی ندارند و در خوش‌بینانه‌ترین حالت رد پای حقیقت را باید در آثار مکتوب و روایات تاریخی آن هم در صورتی که به اغراق آغشته نشده باشد جستجو کرد در نتیجه مدعیان تبعیت از پیامبرانی که عمر عزیز خود را صرف بسترسازی برای همزیستی مسالمت‌آمیز انسان‌ها کردند هم اکنون باید شاهد جنگ و خونریزی زیر سایه پرچم‌های گوناگون باشند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
دروغ را باور کنیم
دروغ را مزیتی است که دوغ را نیست چنانکه دوغ از چربی افتاده و جز طعم ترشی ندارد برای دفع صفرا، اما دروغ را چربی فراوانی است به چرب زبانی که بر دل می‌نشیند و به هر اندازه بزرگتر باشد باورش ساده‌تر است.
در افواه عمومی آمده و در تاریخ دیپلماسی جهان نیز که دروغ کلید گشایش همه قفل‌های بسته است و هیچ راستی جای آن را نخواهد گرفت که اگر دروغ نبود کدام کس باور کند کسی از کسان کلیددار با کلید اشتباهی به کرسی پست‌های کلیدی تکیه زده باشد.
دروغ می‌تواند ناوگان اتمی را جابه‌جا کند و هزینه رفت و آمد طولانی خود را از درآمد چاه‌های نفت عربستان تأمین نماید.
دروغ می‌تواند در فتح و ظفر بر ملت‌های ستمدیده بی‌پناه چنان مسلط شود که شکم گرسنه کودکان یمنی را حتی زمین باران خورده نتواند سیراب کند.
دروغ همانند فضله موشی در دیگ جوشانی غذای ملتی را سبب آلودگی است چنانکه داعش تواند بر سرزمین عراق خیمه زند و از جای بر نخیزد الا به همان روش که برخاسته.
دروغ علف هرز سمج گلستان‌هاست که ریشه گل‌ها را می‌خشکاند و گلستان‌ها را علفستان می‌کند.
دروغ رنگ می‌شود به ساقه فرو می‌رود و رنگ و طعم بهار را چنان تغییر می‌دهد که گویی بهاری دیگر از راه رسیده و میوه‌ای دیگر آورده.
دروغ مرده را زنده می‌کند و زنده را مرده چنانکه گفتند پادشاهی در ناکجاآباد از قبر فرمان می‌دهد و مردم هم باور کردند و در طول قرن‌ها گردن به فرمانش گذاردند تا بازماندگانش بدان دروغ کمر راست کنند و بر باور مردم حاشیه‌های دروغ دیگری پیوند زنند. (ادامه…)