سرمقاله
اسماعیل عسلی
بگذریم
اگر رشته ای تحت عنوان «آغاز شناسی» در دانشگاه ها راه می انداختند، بسیاری از دکان ها بسته می شد. می گویید چرا؟ عرض می کنم! در جایی می خواندم که دانشجویان یک دانشگاه برای ابراز همدردی با یکی از دانشجویان فقیر که زانوی شلوارش پاره شده بود تصمیم می گیرند همگی زانوی شلوار خود را پاره کنند تا پارگی زانوی شلوار همکلاسی فقیرشان به چشم نیاید! چندین سال پس از این ماجرا، عده ای جوان بدون اطلاع از انگیزه ی چنین حرکتی، لباس هایی به تن می کنند که بخش هایی از آن پاره و نخ نما شده است. اگر بخواهیم ارزش گذاری کنیم بدون تردید کار آن دانشجویان که برای اولین بار دست به چنین کاری زدند بسیار انسانی و ارزشمند بوده اما شلوار پاره پوشیدن و یا بیخودی زانو و پاچه و ران و جیب و خشتک شلوار خود را جر دادن فی نفسه چه ارزشی می تواند داشته باشد؟
بی گمان کسی که برای اولین بار قامت معشوق خود را به سرو تشبیه کرد سخنی شاعرانه بر زبان آورده زیرا خیال انگیز سخن گفته اما اگر شاعران دیگر هم قامت معشوق خود را به سرو تشبیه کنند گونه ای لوس بازی و تقلید است زیرا مالک معنوی چنین سخن خیال انگیزی همان شاعر اول است.
فرض کنیم معلمی فهیم برای همراهی با دانش آموز مبتلا به سرطان خود که موهای سرش ریخته، موهای سر خود را با تیغ از ته می تراشد و سایر دانش آموزان کلاس هم از او پیروی می کنند و با این کار خود احساس تنهایی را از آن دانش آموز می گیرند. بدون تردید چنین کاری بسیار بسیار ارزشمند است تا آنجا که می توان از آن به عنوان یک رفتار عارفانه و حکیمانه و نوعدوستانه یاد کرد کما این که در رسانه ها بازتاب یافت و عالمگیر شد اما مشابه چنین کاری برای کسانی که چنین انگیزه ای ندارند و فقط به دنبال مد و آنچه رواج یافته هستند نه تنها هیچ دستاورد معنوی ندارد بلکه چه بسا مضحک و بی مزه هم باشد! (ادامه…)
- سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
آری عظیم گناهی است
در روزگار آهن و فولاد…
«ایران یکی از زلزله¬خیزترین کشورهای جهان با گسل¬های فراوانی است که حدود ۹ درصد مساحت آن را می¬پوشاند…»
این مطلب را اداره زمین¬شناسی ایالات متحده آمریکا با توجه به پراکندگی زمین¬لرزه¬های ایران از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۶ منتشر کرده است.
از قرائن و شواهد پیداست که بسیاری از آثار باستانی و میراث¬های فرهنگی و تمدنی کشور ما در اثر زلزله¬های مداوم یا از بین رفته¬اند و یا آسیب دیده¬اند.
اما ساختمان¬هایی که با مهارت مهندسان و دقت و پیش¬بینی سازندگان از قرن¬ها قبل سا خته و پرداخته شده¬اند در برابر زلزله¬های ۷ ریشتری هم دوام آورده¬اند.
زلزله¬ خبر نمی¬کند؛ زمان و مکان نمی¬شناسد؛ وقتی شرایطی فراهم شود که زمین بلرزد می¬لرزد.
از اولین زلزله در کشورمان خبری در دست نیست؛ اما از قرن¬ها و سالیان قبل و فی¬الحال زلزله¬های پرقدرتی شهرها و روستاهای ایران را لرزانده و تلفات و خرابی¬های بسیاری به بار آورده است.
در خرداد ۱۳۰۲ زلزله ۷/۵ ریشتری کاشمر ۲۰۰۰ کشته داشته؛
زلزله تیر ۱۳۳۶ سنگچال آمل با قدرت ۶/۶ ریشتر ۱۲۰۰ کشته داده است.
زلزله بوئین¬زهرا با قدرت ۲/۷ ریشتر در دشت بیاض، فردوس و کاخک ۱۲۰۰۰ کشته داشته؛
شهریور ۱۳۵۷ زلزله ۸/۷ ریشتری طبس ۱۵۰۰۰ کشته و هزاران نفر مجروح به جای گذاشته؛
در خرداد سال ۱۳۶۹ زلزله ۴/۷ ریشتری رودبار حداقل ۰۰۰/۴۰ کشته داشته است.
در اردی¬بهشت ۱۳۷۶ زلزله ۳/۷ ریشتری قائنات ۱۵۶۷ نفر را کشت. (ادامه…)
- دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶
- سرمقاله
سرمقاله
اسماعیل عسلی
معرفت، محبت، تأثیرپذیری
اخیراً شاهد بازتاب اظهارات قابل تأمل برخی از سخنرانان مذهبی در فضای مجازی هستیم که برای برخی به اسباب تفرج و سرگرمی تبدیل شده و به گونه ای ارزش های دینی را آماج تیرهای زهرآگین طعنه می کند. سخنانی که اغلب با منطق دین که مرجع اصلی آن قرآن است سنخیتی ندارد و نه تنها هیچ کمکی به شناخت بیشتر مردم نسبت به دین نمی کند بلکه جایگاه و نقش سازنده دین را زیر سؤال می برد و این در حالی است که برخی از این سخنرانان چه بسا تصور می کنند در حال بیان حقیقت هستند.
تاریخ گواه صادقی بر این مدعاست که اولیاء و انبیا و ائمه هرگز به دنبال نسبت دادن برخی رفتارها و سخنان شگفت انگیز به خود نبوده اند و حتی اگر عوام الناس هم تحت تأثیر برخی رویدادها تلاش می کردند از انبیاء بت بسازند و آنها را به جای خدا بنشانند با جدیت در برابر چنین جریاناتی می ایستادند کما این که حضرت محمد (ص) زمانی که متوجه میشوند برخی از مردم تلاش دارند خورشید گرفتگی را به وفات فرزندشان ابراهیم نسبت دهند فوراً مردم را در مسجد جمع می کنند و می فرمایند این دو واقعه هیچ ربطی به هم ندارند!
حال سؤالی که در پیوند با این موضوع پیش می آید این که پس ریشه ی برخی از این اظهارات را در کجا باید جستجو کرد؟
در زمان های گذشته که وسایل ارتباط جمعی به شکل کنونی وجود نداشت راه های سرگرم کردن مردم و پر کردن اوقات فراغت آنها در مراسم و آیین هایی محدود می شد که در انحصار افراد خاصی بود و غیر از مساجد، حسینیه ها و تکیه ها که افراد موجه تری با سخنرانی و نقل حکایت با محوریت ادبیات تعلیمی توجه مردم را به هنجارهای مبتنی بر آموزه های دینی جلب می کردند، عده ای نیز با پرده خوانی و نقل حکایات آمیخته به اغراق، تلاش می کردند تصویری فراانسانی از بزرگان دین ارائه کنند و رفتار و اعمالی را به آنها نسبت دهند که موجب شگفتی مردم گردد. در حالی که نمی دانستند ارائه ی چنین تصاویری از بزرگان دین موجب می گردد که مردم احساس کنند هرگز نمی توانند از آنها الگو بگیرند زیرا با چنین اعمال و رفتاری نه تنها دور از دسترس به نظر می آمدند بلکه حتی کسی نمی توانست آنها را درک کند. (ادامه…)
- شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶
- سرمقاله