سرمقاله
محمد عسلی
انقلاب اسلامی ایران به کجا می¬رود؟
۳۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران گذشته و در آستانه وارد شدن به سی و هشتمین سال هستیم. با گذشت این همه سال که انقلاب از فراز و نشیب¬های بسیار عبور کرده امروز چند سؤال در اذهان تحلیلگران سیاسی و اقتصادی و فرهنگی به دنبال پاسخ است که مهم¬ترین آن این سؤال است: انقلاب اسلامی ایران به کجا می¬رود؟
طبیعی است هر تحلیلگری بر مبنای اطلاعات و آگاهی¬های خود که چه بسا بعضاً ناقص و ابتر هم باشد به قضاوت می¬نشیند و گاه دیدگاه¬ها و خواسته¬های سیاسی¬اش هم به عنوان موافق و مخالف بر آن تأثیر می¬گذارد. یکی روند انقلاب ایران را خوب و توأم با تعقیب هدف¬هایش تحلیل می¬کند و دیگری برعکس آن را در انحراف از معیارهای اولیه می¬بیند.
بی¬شک تحلیل واقع¬بینانه و توأم با آگاهی روند انقلاب اسلامی ایران را نه کاملاً سفید سفید و نه کاملاً سیاه سیاه قضاوت می¬کند که در مرحله نخست نیاز به اطلاعات آماری از میزان عملکردها و نتایج خوب و بد آن هست و دوم قدرت قضاوت و بی¬طرفی تحلیلگر که متأسفانه امروز نه در رسانه¬های داخلی و نه در رسانه¬های خارجی چندان قضاوت¬های بحقی را شاهد نیستیم.
و اما بعد:
انقلاب اسلامی ایران همانند انقلاب¬های بزرگی چون انقلاب کبیر فرانسه «۱۷۸۹»، انقلاب اکتبر روسیه «۱۹۱۷»، انقلاب چین «۱۹۴۳»، کوبا و امثالهم با اهداف و شعارهای از پیش تعیین شده¬ای به پیروزی رسید.
انقلاب اسلامی ایران یکی از ضد امپریالیسم¬ترین انقلاب¬های جهان بود که شعار اصلی مرگ بر آمریکا حکایت از آن دارد.
هدف دیگر انقلاب مقابله و مبارزه با استعمارگران و یادآوری هدف¬های استعماری کشورهایی چون آمریکا، انگلیس در ایران قبل از انقلاب بود.
مقابله با استبداد و خودکامگی داخلی و خارجی از جمله اهداف اولیه انقلاب بوده است که شعار مرگ بر شاه برآمده از اراده و خواست تمامی مردم ایران بود. (ادامه…)
- شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۵
- سرمقاله
یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
انقلاب در شکل و محتوا
برای ملتی که پس از چند قرن سرخوردگی ناشی از جدا شدن بخش هایی از کشور، قربانی شدن در جریان جنگ های خانمانسوز اول و دوم جهانی، تحمل چالش های ناشی از حاکمیت اقتصاد تک محصولی، نفوذ زیر پوستی قدرت های خارجی، قریب یک قرن عقب ماندگی فرهنگی، علمی و صنعتی نسبت به غرب و برخی از کشورهای شرقی و سرگردانی بین سنت و مدرنیسم، فرصتی برای خانه تکانی سیاسی از رهگذر انقلاب پیدا کرده بود، مطالبات زیادی وجود داشت که پاسخ مناسب به آنها به دنبال تغییر سیستم حکومتی بدیهی ترین انتظار محسوب می شد. در کنار انتظاراتی از این دست، احزاب، گروه های سیاسی، تشکل های مردمی، کانون های فرهنگی و علمی و همچنین صنوف گوناگون که در جهت دستیابی به پیروزی علی رغم اختلاف نظر بر سر بسیاری از مسایل به وحدتی راهبردی تن داده بودند نیز هر کدام فراخور دیدگاه ها و اهدافی که دنبال می کردند انتظاراتی داشتند که پاسخگویی به آنها با ظرفیت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی کشور و نیروهای تازه کار در اوایل انقلاب همخوانی چندانی نداشت. بدیهی است متعاقب جابجایی قدرت در هر انقلابی، دگرگونی ها در گام های اول عمدتاً معطوف به شکل خواهد بود نه محتوا. در سال های آغازین انقلاب طیف های مذهبی که مناسباتی در هم تنیده با توده مردم داشتند و از بدو تولد تا لحظه مرگ مردم آنها را در کنار خود می دیدند و رد پای آنها در رفتارها و باورها و مناسبت ها و آیین ها به چشم می خورد و از طرفی پیشینه ی حکومتی نیز در کارنامه ی آنها نبود که به شائبه ی وابستگی، ناتوانی و رفتارهای مغایر با منافع ملی توسط آنان دامن بزند، از تأثیرگذاری بالای خود بر افکار عمومی مطمئن بودند، لذا هراسی از مراجعه به آرای مردم نداشتند کما این که در جریان همه پرسی نیز توانستند ۲/۹۸ درصد از مردم را به جمهوری اسلامی متمایل کنند؛ اما برخی از جناح ها که مخاطبان خود را اغلب در کانون های علمی و هنری و بعضاً محیط های صنعتی و کارگری جستجو می کردند می دانستند که بر اساس قاعده ی بازی در صورتی که حاضر به مشارکت و فعالیت در چارچوب نظام جمهوری اسلامی نباشند از پیش باخته محسوب می شوند لذا به دلیل نیاز به محبوبیت در نزد مردم و مواجه شدن با اقبال عمومی در جریان همه پرسی ها و انتخابات پیش رو، دائماً برای انقلاب وظیفه تراشی می کردند و مطالبات کمّی و کیفی مردم را بالا می بردند و چون می دانستند که طبقات متوسط به پایین که چیزی برای از دست دادن ندارند، بی محابا دل به دریا می زنند و برای تصاحب آنچه بر جای مانده از یکدیگر سبقت می گیرند، در کنار شعارهایی نظیر آزادی و حقوق شهروندی و پیشرفت علمی، شعارهایی معطوف به مطالبات مادی می گنجانیدند تا به این وسیله مخاطب ربایی کنند. ناگفته نماند که انقلاب با سرعتی غیر قابل تصور به پیروزی رسید و تظاهرات زنجیره ای و اعتصابات ظرف مدت یکسال رژیم را دچار استیصال کرد و همه چیز یکسویه شد، از این رو فرصت فرهنگ سازی و تبیین رسالت انقلابیون برای مردم فراهم نگردید. اصولاً نیروهای انقلابی فراتر از یکسری شاخص های کلی و توصیفات آرمانی که از یک نظام حکومتی مطلوب ارائه می دادند، برنامه ی از پیش تدوین شده ای برای حکومت نداشتند لذا گاهی در برابر طرح مطالبات مردمی موضعی انفعالی در پیش می گرفتند و تصمیماتی که خصوصاً از سوی مدیران میانی اتخاذ می شد اغلب فاقد مطالعات کارشناسی بود و پیوند چندانی با واقعیت ها، ظرفیت ها و پتانسیل اقتصادی کشور نداشت. (ادامه…)
- پنج شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۵
- سرمقاله
مردی آمد از جنسی دیگر
مردی آمد نه از دورتر مرزها و نه از جنس ماشین، کسی آمد اما سینمای فردین را تقسیم نکرد؛ پپسی کولا و چکمه های چکسلواکی را هم از یادها برد.
کسی آمد از فراز مسجد سبز مفتاحیان نه از فراز ابرها و رؤیاها، مردی از درون و برون مسلمانان که هر آنچه گفت کرد و هر آنچه نکرد نگفت به مقتضای زمان.
مردی آمد که قرآن را در حفظ داشت اما به شیوه پیشینیان آن را دستاویز هیچ خواسته ای قرار نداد.
کلمات را برای بیان مقصود به کار گرفت آنچنان که همه فهم باشد به سنت پیامبران و ائمه که گرش باز خوانند هیچ از ابهام و پیچیدگی در آن نیابند. همانند آب در مصاف آهن که به سرعت هیچکس گمان نبرد راه به جایی برد اما زمانه آب را از دل آن راه عبور داد که دیدیم چنان شد.
بعضی ها سحر و جادویش به حساب آوردند و بعضی که سابقه اعجاز گذشتگان را جز افسانه و رؤیا نمی شناختند نیرویی فراتر از دیگران در چشم که هرگاه خواست بخنداند و هرگاه خواست بگریاند جمیع امت را.
و دیدیم تکرار وقایعی باور نکردنی همانند وقایع دوران بعثت که هیچ عاقل مردی گمان نبرد روزی محمد (ص) فرزند عبدالله نه فقط جهان را نتواند فتح کند که مکه را نیز نتواند.
مردی آمد آنچنان که گفت و بختیار بدان گفته پوزخند زد که: «من دولت تعیین می کنم، من توی دهن این دولت می زنم، من از آن جهت که ملت مرا می خواهند دولت تعیین می کنم…»
امام آمد، چنانکه خلق چنین خواست و برای آمدنش دل و جان را راهگشای ورود کرد و امید به وجودش بست تا بارقه شادی از دل مرد و زن، پیر و جوان، عالم و عامی، حوزوی و دانشگاهی و انقلابی و… صحنه های به یاد ماندنی را در تاریخ انقلاب اسلامی رقم زند.
بنیان کنی آمد که ریشه نظام ستمشاهی (ادامه…)
- چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۵
- سرمقاله