یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
آلودگی بدون توجیه اقتصادی
آلودگی هوا از معضلات شناخته شده ی کلانشهرهاست. درآمیختن این مشکل با خشکسالی، هجوم ریزگردها و پدیده ی وارونگی هوا زندگی غیربهداشتی را در اغلب شهرهای بزرگ به دردسری دائمی تبدیل کرده و این کلاف سردرگم روز به روز پیچیده تر می شود به طوری که بسیاری را از بهبود وضعیت کنونی ناامید کرده است. خطری که بیش از همه کهنسالان و کودکان و بیماران را تهدید می کند و ریشه ی بسیاری از بیماری های ریوی، عصبی و سرچشمه ی اصلی اغلب منازعات خیابانی است. زمانی که پای آمار و ارقام آسیب های ناشی از آلودگی هوا و ترافیک و هزینه های مرتبط با آن به میان می آید، نهادها و ادارات زیادی برای ابراز گله و شکایت و اعلام عدد و رقم از یکدیگر پیشی می گیرند، اما وقتی گفته می شود برای عبور از این بحران راه حل ارائه دهید، همه در می مانند. علت درماندگی نیز این است که تداوم این وضعیت با تولید خودرو و سیاست های اقتصادی گره خورده و تصمیم گیری در باره آن را دشوار کرده است. در دنیای معاصر، آلودگی هوا معمولاً با تولیدات صنعتی و فعالیت کارخانجات ارتباط دارد از این رو طبیعی است که کشورهایی نظیر چین و آمریکا که سهم قابل ملاحظه ای در تولید آلاینده های هوا دارند رتبه های بالای جهانی را از لحاظ اقتصادی داشته باشند. اما جایگاه اقتصادی ایران که رتبه ی هشتم آلودگی هوا را دارد کجاست؟ تردد این همه اتومبیل در کلانشهرها چه نقشی در افزایش تولید ناخالص ملی دارد؟ در همین شیراز خودمان تعداد کارخانجات بزرگی که سهمی در آلودگی هوا دارند به ۳ عدد هم نمی رسد و در مورد همین سه کارخانه نیز بحث وجود فیلتر و نظارت آنلاین و جابجایی احتمالی مطرح است در واقع باید گفت ما با چه توجیهی باید شاهد این همه ترافیک و انواع آلودگی ها باشیم. اگر در این شهر مانند اصفهان یا کرج و اراک ده ها هزار نفر شاغل در کارخانجات داشتیم، تحمل آلودگی و ترافیک برایمان راحت تر بود. ممکن است کسی بپرسد پس این همه رفت و آمد در شیراز چه دستاوردی برای اقتصاد شهر دارد و این همه ترافیک برای چیست؟ (ادامه…)
- چهارشنبه ۵ آبان ۱۳۹۵
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
شرط بلاغ
اگر روزنامه زنگ خطر را بموقع به صدا در نیاورد می¬شود وضعیت فعلی که مدام خبرهای بد و بدتر چاپ کند و به خورد خلق¬الله بدهد.
خبر اختلاس¬های کلان، خبر تصادفات لحظه¬ای، خبر سرقت¬ها و کلاهبرداری¬ها، خبر جرایم جنایی، قتل، جرح و ضرب، خبر طلاق و اعتیاد و بیکاری و ندانم¬کاری¬های بعضی مدیران که اجر و زحمت دیگر مدیران صالح و کارآمد را ضایع می¬کنند.
و اگر روزنامه شفاف¬سازی کند و چراغ راه گردد که باید چنین باشد با هزار اما و اگر روبرو می¬شود که جای بحث فراوان دارد.
از رئیس جمهور گرفته تا وزرا و استانداران و مدیران کل در ملاقات با اصحاب رسانه تقاضای نقد می¬کنند و رسالت خطیر خبرنگاری و روزنامه¬نگاری را یادآور می¬شوند. اما بعد از آن باز هم در به همان پاشنه می¬چرخد. یعنی اتفاق خاصی نمی¬افتد و فضاهای مجازی درست یا غلط میدانداری می¬کنند و مخاطبین را از رسانه¬های دیگر می¬ربایند.
علت فقط در محدودیت¬های قانونی نیست، بلکه در ناتوانی خودمان است.
روزنامه¬نگاری پرهزینه امروز شیران را روبه مزاج کرده است.
و همه چشم به چند آگهی این اداره و آن وزارتخانه دارند و ترسی که اگر بگوییم چه باید بشود و چه نباید، مسیر آگهی¬ها تغییر کند و سهمی برای ما نماند.
دو دیگر آنکه چشم به یارانه¬ای است که اسمش هست و خودش نیست و اینک به آسمان بخیل ابری عقیم می¬ماند که سایه می¬اندازد و دل خوش می¬کند اما نمی¬بارد حتی نمی. (ادامه…)
- سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵
- سرمقاله
یادداشت طنز
اسماعیل عسلی
هیلاری و رونالد
دل به هوا خوابیده باشی و شبکه ی خبر هم مشغول بازپخش مناظره تلوزیونی زن و مردی آمریکایی باشد که به پیروی از اسلاف ناخلف خود دنیا را سر کار گذاشته اند، این آمریکایی ها هم عجب آدم های بخیلی هستند که نتوانستند تاریخ ساز شدن چند مناظره ی انتخاباتی با برند ایرانی بگم بگم را تحمل کنند و بالاخره مثل همیشه روی دست ما بلند شدند. بگذریم از کج سلیقگی صدا و سیما که به جای صدای ملیح و تحریک آمیز هیلاری کلینتون صدای زمخت مردانه ای گذاشته بود که صد البته مثل خیلی از حالگیری ها در آینده ای نه چندان دور توسط آمریکایی ها تلافی خواهد شد و خسارت آن را چندین برابر قیمت کارشناسی از ما خواهند گرفت!
قبل از هر چیز خدمت با هیبت شما عرض کنم که من اساساً به همه ی سیاستمداران روی این کره خاکی شدیداً بدبین هستم خصوصاً آمریکایی ها که الحق و والانصاف در اغلب صفات شیطانی رتبه ی اول را دارند و بیشتر از همه چیز به این مناظره با چشم دیگری نگاه می کنم. چرا که تاکنون سابقه نداشته که مناظره دو کاندیدای انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا تا این اندازه در جهان بازتاب داشته باشد. این که چرا مناظره های این زن و مرد مسأله دار را با آب و تاب پخش می کنند و برخی شبکه های معلوم الحال خارجی هم ناگهان برنامه های عادی خود را قطع کرده و به این موضوع می پردازند، جای سئوال دارد که البته پاسخ آن را مردم دنیا چند ده سال دیگر دریافت خواهند کرد. از این جهت عرض می کنم چند ده سال که گویا سازمان سیا پس از گذشت سالیانی دراز و از حیز انتفاع ساقط شدن رویدادها مبادرت به انتشار اسرار پشت پرده ی آن می کند. بی گمان در آن زمان نوه های ما موفق به دریافت پاسخ پرسش اجداد خود خواهند شد. نمونه اش کله پا شدن دولت زنده یاد دکتر محمد مصدق که خانم مادلین آلبرایت بالاخره بر نقش آمریکا در این کودتای ننگین مهر تأیید زد و اسنادش هم منتشر گردید و معلوم شد که آمریکا با همداستانی شبکه بی بی سی و یارگیری از درون و بیرون ماجرای تأسف باری که مسیر تاریخ ایران را تغییر داد رقم زد! از این داغ تاریخی که بگذریم، می رویم سراغ این دو نامزد دو آتشه که به منظور رعایت شئونات اخلاقی از حواله دادن اشیاء معلوم الحال و فحش های رکیک ناموسی در جریان مناظره خودداری کردند و هیچ تلاش محسوسی برای نشان دادن عکس و فیلم تخلفات جنسی و اخلاقی یکدیگر از خود بروز ندادند و به همان بیان شفاهی بسنده نموده و دست آخر نیز به اندازه ی یک جمله از خوبی ها و فضایل اخلاقی طرف مقابل سخن گفتند. مثلاً هیلاری گفت که رونالد بچه های خوبی تربیت کرده و صد البته منظورش این بود که اگر چه خودش بی تربیت است ولی بچه های خوبی تربیت کرده و رونالد هم گفت هیلاری انسان سختکوشی است یعنی این که اگر سختکوش نبود نمی توانست با من در بیافتد و به این ترتیب دموکراسی آمریکایی را به نمایش گذاشتند و تکلیف سایر دموکراسی های عقب افتاده تر نیز روشن شد! (ادامه…)
- دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵
- سرمقاله