یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
و خیلی حرف های دیگر….
به یاد دوران دفاع
دیدبانی و گشتی شناسایی با هدف ارزیابی موقعیت دشمن و تعداد نفرات و ادوات جنگی و تعیین و نشانه گذاری گذرگاه های امن با توجه به اهداف تعیین شده در عملیات پیش رو،‏ شاه بیت غزل پیشروی رزمندگان و فتح نقاط کلیدی و قطع محورهای دسترسی دشمن به محدوده ی تعیین شده برای عملیات بود.‏ انتخاب چابک ترین،‏ باهوش ترین،‏ شجاع ترین و فداکارترین نیروهای جنگنده برای عملیات دیدبانی و گشتی شناسایی از میان نیروهای داوطلب توسط فرمانده هانی که با رزمندگان مانوس بودند و با تاکتیک ها و تکنیک های نظامی آشنایی داشتند،‏ صورت می گرفت.‏ واگذاری برخی مسئولیت های نه چندان حائز اهمیت به برخی از نیروهای مخلص و با صفا گام اولی بود که برای آزمودن آنها در دستور کار قرار داشت و توفیق رزمندگان در انجام موفقیت آمیز هر ماموریتی در پرونده آنها ثبت می شد.‏ پرونده ای متکی به حافظه فرماندهان که درجه ی خلوص و ایثارگری آنها را با هیچ مقیاسی نمی شد اندازه گرفت،‏ زیرا رسیدن به مرتبه ی فرماندهی یگان های عملیاتی مستلزم عبور آنها از هفت خوان اخلاص و فداکاری بود.‏ فرماندهی در خطوط مقدم جبهه هیچ شباهتی به فرماندهی در پادگان های آموزشی نداشت،‏ درخط مقدم جبهه فاصله ای قابل تخمین بین زندگی و شهادت به چشم نمی آمد،‏ چرا که باورمندان به ایستادگی در برابر دشمن تفاوتی بین زندگی و شهادت قائل نبودند و در واقع شهادت را ادامه ی زندگی می دانستند.‏ شناسنامه ی هر رزمنده ای در وصیت نامه اش خلاصه می شد که سبک و سیاق مشخصی داشت.‏ گاهی باسوادها در نوشتن وصیت نامه به بیسوادها کمک می کردند.‏ (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
با نوسانات فشارخون اقتصادی چه کنیم؟
پول در گردش به منزله خونی است که حرکت قلب اقتصاد کشور را تنظیم می‏کند. وقتی مراکز خون‏رسانی و خون‏سازی و یا به تعبیر دیگر پول‏رسانی و پول‏سازی اعلام می‏کنند پول ندارند و حتی قادر نیستند بدهی‏های خرد خود را پرداخت نمایند، طبیعی است که روز به روز فشارخون قلب اقتصاد پایین بیاید به بهای برداشتن و یا کاهش تورم که همان فشارخون بالاست.
پزشکان متخصص قلب داروهایی که برای فشارخون بالا تجویز می‏کنند به گونه‏ای درجه‏بندی می‏کنند که فشارخون را از حد مجاز و اعتدال پایین نیاورد. زیرا خطر فشار پایین کمتر از فشار بالا نیست و بدتر از آن وقتی است که این فشار مدام بالا و پایین شود. یعنی تورم و رکود به نوبت و به تناسب حجم و یا کاهش تزریق پول به بازار را داشته باشیم.
وقتی ساختمان‏سازی تعطیل باشد و سرمایه‏های راکد در زمین و هوا بلاتکلیف و خرید و فروشی صورت نگیرد، نه فقط کارگران ساده و بنا و معمار و ده‏ها فرد دیگر در هر واحد ساختمانی بیکار می‏شوند، بلکه صدها کارخانه سازنده مصالح ساختمانی هم عملاً یا تعطیل می‏شوند و یا مصالح تولیدی روی دستشان می‏ماند.
اگر تنها راه مقابله با تورم عدم تزریق نقدینگی است، مثل این می‏ماند که منتظر باشیم آخرین قطره‏های خون را از رگ‏های اقتصاد کشور خارج کنیم و انتظار داشته باشیم قلب اقتصاد کشور کار کند.
و اما بعد.
اگر منتظریم بخش خصوصی پول‏هایش را به گردش در آورد و اشتغال ایجاد کند این کار در شرایطی امکان‏پذیر است که ثبات اقتصادی و امنیت سرمایه‏گذاری در نقاط مختلف کشور ریسک آن را پایین آورده باشد.
هم‏اکنون که بازار فروش سهام نسبتاً گرم است، اما کارخانجات با پایین‏ترین ظرفیت کار می‏کنند و یا بسیاری از کارگاه‏ها تعطیل و نیمه‏تعطیل شده‏اند همه چشم‏انتظار یک تحول اقتصادی و چیزی شبیه به معجزه‏اند، این بدان معنی است که آخرین ریال پس‏اندازها صرف شود و کارگران بیکار به خیل بیچارگان اضافه شوند.
از شهرداری گرفته تا استانداری و از کسبه بازار گرفته تا شرکت‏های خصوصی و دولتی همه از بی‏پولی می‏نالند و به ندرت سفارش کار می‏دهند یا مبادرت به خرید کالا می‏کنند. (ادامه…)

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
دفاعی از جنس جاودانگی
به مناسبت هفته ی دفاع مقدس
جنگ های ناخواسته یا به تعبیر دیگر تحمیلی، محکی برای قرار گرفتن یک ملت در بوته ی آزمونی بزرگ است. کمتر ملتی در کره خاکی یافت می شود که خواسته یا ناخواسته به نحوی در معرض جنگ قرار نگرفته باشد و در تمامی جنگ ها نیز شاهد فداکاری و از خود گذشتگی سربازان و نیروهای نظامی و حتی غیرنظامیان بوده ایم، چرا که میهن دوستی و دفاع از مرزهای جغرافیایی با حیثیت، تاریخ و فرهنگ ملت ها گره خورده است. صرف نظر از این که کشور درگیر جنگ در موضع حق باشد یا در موضع باطل، چرا که هر کشوری تلاش می کند برای انگیزه بخشیدن به نیروهای خود دستاویزی قابل اعتنا برای جنگ دست و پا کند و شک و تردید را از ذهن و روح سربازان دور نماید. ارتش بعثی عراق بهانه هایی برای جنگ تراشیده بود همچنان که گوبلز رئیس ستاد تبلیغات جنگ آلمان به گونه ای افکار عمومی را مدیریت می کرد که کمتر آلمانی به خود حق می داد با جنگ مخالفت کند. اصولاً جنگ های گسترده و فرسایشی نیازمند آرمان هایی بزرگ و گاه دست نیافتنی هستند تا جنگجویان حد و مرزی برای فداکاری نشناسند. با هجوم ارتش بعثی به مرزهای جنوب غربی کشور در آخرین روزهای شهریور ۵۹، سرنوشت همه ی طبقات اجتماعی در ایران خواه ناخواه با نتیجه ی جنگ گره خورد و به همین دلیل در اداره ی جنگ ایفای نقش کردند، حتی کسانی که هیچگونه پیوند عقیدتی و آرمانی با مسئولین و مدیران آن زمان کشور نداشتند تحت تأثیر تلاطم های روانی و اقتصادی جنگ قرار گرفتند.
از جمله دلایل دفاع جانانه از مرزهای کشور در جریان جنگ ۸ ساله که دنیا را شگفت زده کرد، پیوند آن با سه عنصر دفاع از هویت ملی، انقلاب و هویت اسلامی بود. دفاع از هویت ملی چتر گسترده ای داشت که حتی به اقلیت های دینی نیز انگیزه می داد تا جانفشانی کنند. انقلابیون نیز هدف دشمن از حمله به ایران را به زانو در آوردن انقلاب تعبیر می کردند و طبیعی بود که همه ی انقلابیون صرف نظر از اختلاف دیدگاهی که داشتند، خود را موظف به دفاع از اصل انقلاب بدانند و دفاع از هویت اسلامی نیز برای کسانی مطرح بود که انقلاب را ایدئولوژیک و اسلامی می دانستند و برای اسلام، انقلاب و کشور دورنمای مشترکی ترسیم می کردند. طبیعتاً کسانی که با هدف دفاع همزمان از میهن و انقلاب و اسلام پا به میدان نبرد می گذاشتند انرژی و انگیزه ی بالاتری داشتند. (ادامه…)