یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
تصویر جهان در آیینه¬ی خاورمیانه
در هم تنیدگی اهدافی که در مناسک حج دنبال می شود بدون تردید روی مذاکرات نمایندگان ایران و عربستان سعودی که با محوریت حل و فصل اختلافات دنبال می شود تأثیرگذار خواهد بود و برخلاف تصور عده ای که انتظار دارند طرف ایرانی نگاه یکسویه ای به خروجی پیگیری ها داشته باشد، به نظر می رسد که بدون در نظر گرفتن برخی ملاحظات امکان دستیابی به توافق حداقل در شرایط کنونی وجود ندارد.
قبل از هر چیز باید پذیرفت که هم ایران و هم عربستان سعودی اهدافی سیاسی و اقتصادی را در متن و حاشیه مناسک حج دنبال می کنند که با توقف روند اعزام حجاج ایرانی به حج تمتع و عمره طرفین زیان می بینند. درک این مهم با مرور روند برگزاری مناسک حج پس از پیروزی انقلاب آسان تر می شود.
پس از پیروزی انقلاب به دلیل ارتباط تنگاتنگ سردمداران همسایگان غربی، شرقی و جنوبی ایران با دو بلوک غرب و شرق، مناسک حج تنها پنجره ای بود که به روی ایرانیان در دنیای اسلام باز می شد و امکان برقراری ارتباط با مسلمانان را برای کسانی که قصد صدور فرهنگی انقلاب را داشتند فراهم می ساخت. هر چند بعدها وجود اختلافات مذهبی از یک سو و جنگ تحمیلی و نوع مناسبات سیاسی عربستان با آمریکا و غرب از سوی دیگر منجر به ایجاد محدودیت های کمی و کیفی در برگزاری مراسم برائت از مشرکین گردید و ضمن این که به مکان خاصی محدود شد، روی نحوه ی اظهار ارادت شیعیان ایرانی به خاندان اهل بیت مدفون در قبرستان بقیع نیز بی تأثیر نبود.
ایران انتظار داشت با توجه به حمایت های مالی و سیاسی و تبلیغاتی و منطقه ای که از فلسطین به عمل می آورد با استقبال کشورهای عربی از این اقدام مواجه شود، اما نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه عربستان از این که ایران بخواهد به عنوان پرچمدار مذهب شیعه، مناسک حج را به کانون اطلاع رسانی پیرامون وضعیت اسفبار فلسطینی ها تبدیل کند و افکار عمومی مسلمانان را به خود معطوف سازد ابراز نگرانی می کرد و اغلب کشورهای دیگر عربی نیز ترجیح می دادند که مسأله فلسطین صرفاً از طریق همگرایی های منطقه ای با محوریت اعراب دنبال شود. ضمن این که سران به اصطلاح مبارز فلسطینی که بعدها در رأس تشکیلات خودگردان قرار گرفتند نیز مایل نبودند که ایران از حد حمایت مالی به فلسطینی ها پا را فراتر بگذارد آن هم به دو دلیل یکی این که نمی خواستند با وجود کمک های مالی که از عربستان و عراق و امارات متحده عربی و لیبی و… دریافت می کردند به همسویی سیاسی با ایران متهم شوند و دیگر این که دریافت کمک های بی قید و شرط از ایران دست اعراب و سران فلسطینی را برای معاملات سیاسی با غرب و حتی اسرائیل باز می گذاشت. نزدیکی حماس به ایران نیز ریشه در اختلافات بین جناح های فلسطینی داشت زیرا پس از ایجاد شکاف بین آنها و عناصر کلیدی تشکیلات خودگردان و مشکلات مالی که پیدا کردند نمی توانستند بدون برخورداری از حمایت مالی کاری در نوار غزه از پیش ببرند کما این که بعدها بر سر موضوع حمایت ایران از بشار اسد فاصله ی خود را از ایران زیاد کردند! (ادامه…)
- چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
- سرمقاله
یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
تصویر جهان در آیینه ی خاورمیانه
در هم تنیدگی اهدافی که در مناسک حج دنبال می شود بدون تردید روی مذاکرات نمایندگان ایران و عربستان سعودی که با محوریت حل و فصل اختلافات دنبال می شود تأثیرگذار خواهد بود و برخلاف تصور عده ای که انتظار دارند طرف ایرانی نگاه یکسویه ای به خروجی پیگیری ها داشته باشد، به نظر می رسد که بدون در نظر گرفتن برخی ملاحظات امکان دستیابی به توافق حداقل در شرایط کنونی وجود ندارد.
قبل از هر چیز باید پذیرفت که هم ایران و هم عربستان سعودی اهدافی سیاسی و اقتصادی را در متن و حاشیه مناسک حج دنبال می کنند که با توقف روند اعزام حجاج ایرانی به حج تمتع و عمره طرفین زیان می بینند. درک این مهم با مرور روند برگزاری مناسک حج پس از پیروزی انقلاب آسان تر می شود.
پس از پیروزی انقلاب به دلیل ارتباط تنگاتنگ سردمداران همسایگان غربی، شرقی و جنوبی ایران با دو بلوک غرب و شرق، مناسک حج تنها پنجره ای بود که به روی ایرانیان در دنیای اسلام باز می شد و امکان برقراری ارتباط با مسلمانان را برای کسانی که قصد صدور فرهنگی انقلاب را داشتند فراهم می ساخت. هر چند بعدها وجود اختلافات مذهبی از یک سو و جنگ تحمیلی و نوع مناسبات سیاسی عربستان با آمریکا و غرب از سوی دیگر منجر به ایجاد محدودیت های کمی و کیفی در برگزاری مراسم برائت از مشرکین گردید و ضمن این که به مکان خاصی محدود شد، روی نحوه ی اظهار ارادت شیعیان ایرانی به خاندان اهل بیت مدفون در قبرستان بقیع نیز بی تأثیر نبود.
ایران انتظار داشت با توجه به حمایت های مالی و سیاسی و تبلیغاتی و منطقه ای که از فلسطین به عمل می آورد با استقبال کشورهای عربی از این اقدام مواجه شود، اما نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه عربستان از این که ایران بخواهد به عنوان پرچمدار مذهب شیعه، مناسک حج را به کانون اطلاع رسانی پیرامون وضعیت اسفبار فلسطینی ها تبدیل کند و افکار عمومی مسلمانان را به خود معطوف سازد ابراز نگرانی می کرد و اغلب کشورهای دیگر عربی نیز ترجیح می دادند که مسأله فلسطین صرفاً از طریق همگرایی های منطقه ای با محوریت اعراب دنبال شود. ضمن این که سران به اصطلاح مبارز فلسطینی که بعدها در رأس تشکیلات خودگردان قرار گرفتند نیز مایل نبودند که ایران از حد حمایت مالی به فلسطینی ها پا را فراتر بگذارد آن هم به دو دلیل یکی این که نمی خواستند با وجود کمک های مالی که از عربستان و عراق و امارات متحده عربی و لیبی و… دریافت می کردند به همسویی سیاسی با ایران متهم شوند و دیگر این که دریافت کمک های بی قید و شرط از ایران دست اعراب و سران فلسطینی را برای معاملات سیاسی با غرب و حتی اسرائیل باز می گذاشت. نزدیکی حماس به ایران نیز ریشه در اختلافات بین جناح های فلسطینی داشت زیرا پس از ایجاد شکاف بین آنها و عناصر کلیدی تشکیلات خودگردان و مشکلات مالی که پیدا کردند نمی توانستند بدون برخورداری از حمایت مالی کاری در نوار غزه از پیش ببرند کما این که بعدها بر سر موضوع حمایت ایران از بشار اسد فاصله ی خود را از ایران زیاد کردند! (ادامه…)
- سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
- سرمقاله
یادداشت
محمد عسلی
معلم روزگار ما
از مشهدی حسن که آسیابان ده ما بود به آسیابهای برقی دور از ذهن رسیدیم و از نان پختن مادربزرگ روی تابه گرم به نانهای ماشینی بستهبندی تا دارا و آذر معنای دیگری پیدا کنند و توپ و عروسک دیگر آرزویی کودکانه نباشد. متأسفانه آموزش و پرورش ما از این سیر تحول دور مانده، معلمان روزگار ما از دانشآموزان امروزی خود عقب ماندند در استفاده از ابزارهای الکترونیکی که سرعت انتقال واژهها باعث نمیشود تا چیزی از چشم و دید آنها پنهان بماند و اینکه چگونه میتوان در کوتاهمدت کودکان دوزبانه را برای فرار از وطن آماده کرد و تحصیلکردگان با مالیات ملت را رایگان روانه کشورهای غربی نمود و نام آن را مهاجرت یا فرار مغزها گذاشت بالاختیار که اگر شرایطی فراهم بود آموختهها و آموزههایشان چونان درختی پربار در کشور خودمان به ثمر مینشست و جای آنان را نخبگان پر میکردند.
معلمان روزگار ما که به هر سال یادی از آنان در اذهان به مناسبتی در رسانهها قلمی میشود در اندیشه نان و آب و چشمانتظار افزایش اندک حقوقی هستند تا شاید بتوان یکسال دیگر را به انتظاری دیگر پیوند زد. چرا که در کلاسها و دفاتر مدارس سخنی از کیفیت آموزشی شنیده نمیشود.
نسل جدید معلمان نه چندان عاشق چونان گذشتگان و نه چندان اهل ذوق و مطالعهاند، زیرا که غم نان نمیگذاردشان فرصتی برای مطالعه و عشق ورزیدن بدین شغل از قداست افتاده داشته باشند.
آنچه در این مسیر مهم مینماید نه فقط میزان و حقوق و مزایاست که پاسداشت شأنیت و شایستگیهاست و این شأنیت نه صرفاً به میزان سواد و معلومات و روشها و منشها پیوند خورده است بلکه برای حفظ آن بر درآمدها هم متکی است و قیاس آن با هر آنچه این جایگاه میطلبد.
بسیاری از معلمان روزگار ما گاه در تصدی این شغل نه پی حشمت و جاه آمدهاند، بل از بد حادثه اینجا به پناه آمدهاند. وقتی که فارغالتحصیلان دانشگاهی ما به ندرت در مشاغل دیگر جذب میشوند، چشم امیدشان به جذب در آموزش و پرورش است هر چند به بهایی اندک و جیره و مواجبی ناچیز.
و اما بعد: (ادامه…)
- دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
- سرمقاله