یادداشت
محمد عسلی
دعا و امام سجاد (ع)
در ایام شعبانیه، صواب آن دیدم که امام سجاد (ع) را یادآور شوم به دعا که به معنای خواستن است و طلب.
و این طلب را حالتی باید و لیاقتی که به اجابت رسد. ظریفی در توصیف دعا گفته است پرواز روح آدمی به سوی خداست که اگر چنین شود در بازگشت گره‏گشا خواهد بود چنانکه پالایش کننده روح است و به اجابت رساندن نیاز.
و اما بعد:
امام سجاد علیه‏السلام که او را زین‏العابدین «زینت ستایشگران» نامیده‏اند بدان شهره بوده با دعا و او را رابطه‏ای دائمی بوده با خدا.
همان خدایی که به تعبیر قرآن از رگ‏های گردن به ما نزدیک‏تر است، چنانکه با الهام از آن حافظ سرود:
«بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی‏دیدش و از دور خدایا می‏کرد…»
و سعدی نیز به بیانی دیگر سرود:
«دوست نزدیکتر از من به من است
وین عجب بین که من از وی دورم
چه کنم با که توان گفت که او
در کنار من و من مهجورم»
و امام سجاد علیه‏السلام با خدا چنین گفت‏وگو داشت به تقاضا و دعای فراوان:
«خدایا مرا به منطق هدایت گویا ساز و به آیین تقوی مُلهم نمای و به خوی و خصلتی که پاکیزه‏تر است موفق دار و به کاری که پسندیده‏تر است بگمار.
خدایا مرا به بهترین راه روان ساز و چنان کن که بر آیین تو بمیرم و هم بر آن آیین زندگی از سر گیرم.
خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و مرا در مجاری اعتدال و مجالی احوال از منت اعتدال برخوردار ساز و در اقوال و افعال از اهل صواب و سَداد و از ادله هدایت و ارشاد و از زمره صالحین عباد قرار ده و رستگاری در معاد و سلامت از ورطه عذاب را نصیبم فرما…»
با دقت و تأمل در این صفحه از دعای امام سجاد (ع) برگرفته از صحیفه سجادیه صفحه ۲۴۳ می‏توان یک مانیفست اسلامی ترسیم کرد که هدف از مسلمانی چیست و امام زین‏العابدین (ع) از خدا چه خواسته و طلبی کرده است.
که متأسفانه ما به فراموشی از اصل و متن به حاشیه پرداخته‏ایم و به جای بیان ساده و ترجمه فارسی این دعاها که خلق را بیش از پیش به اسلام واقعی نزدیک می‏کند به توصیفاتی پرداخته‏ایم که تأثیر آ ن در زندگیمان همانند ترانه‏ای است بر بال باد و به دنبال لحظات از دست رفته فراموشی و نسیان است و همان افعال ناپسند به عادت نزدیک. (ادامه…)

یادداشت سردبیر

اسماعیل عسلی

زبان بی زبانی

حراست از زبان و شاخص های آن از جمله دغدغه های فرهنگی است و اینگونه نیست که چنین حساسیتی تنها در پیوند با زبان فارسی باشد بلکه در سایر کشورهای جهان نیز چنین دلمشغولی هایی وجود دارد‏‏‏.‏ علت آن هم از یک سو به میراث مکتوب هر ملتی بازمی گردد که با مهجوریت زبان قابل استفاده نیست و از سوی دیگر از آنجایی که زبان یکی از مؤلفه هایی است که به حفظ وحدت ملی یاری می رساند‏‏‏‏،‏ نگهبانی از آن نیز یک وظیفه ی ملی تلقی می شود‏‏‏.‏ خط‏‏‏‏،‏ زبان‏‏‏‏،‏ فرهنگ و هنر شاخص در هر کشوری به عنوان نماد وحدت ملی مطرح است‏‏‏.‏ همان گونه که در زمینه آداب و سنن می توان به عید نوروز اشاره کرد و در جایی می گوییم کشتی و چوگان برای ما ایرانی ها ورزش ملی به حساب می آید،‏ زبان و خط فارسی هم همین حکم را دارند‏‏‏.‏ تا پیش از جدا شدن افغانستان‏‏‏‏،‏ تاجیکستان و بخش هایی از شمال خراسان از ایران ما می توانستیم مرز جغرافیایی ایران و مرز فرهنگی و زبانی آن را مشترک و همسو بدانیم اما پس از جدایی بخش هایی از ایران عزیز بر سر مالکیت برخی شاخص های فرهنگی با کشورهای فارسی زبان چالش داریم و هر کشوری تلاش می کند که برخی آداب و رسوم و ورزش ها را به نام خود در یونسکو به ثبت جهانی برساند‏‏‏.‏ (ادامه…)

یادداشت سردبیر

اسماعیل عسلی

امام محمد باقر (ع) بنیانگذار کانون های مستقل دینی و علمی

میلاد امام محمد باقر (ع) بهترین دستاویز برای نگاهی تحلیلی به دلایل ماندگاری جریان های مبتنی بر اندیشه است. این که چرا نظریه پردازی و گفتمان سازی در مذهب تشیع را به امام جعفر صادق (ع) و امام محمد باقر (ع) نسبت می دهند به این مهم بازمی گردد که این دو بزرگوار جهاد علمی و فرهنگی را مبنای گسترش مذهب شیعه قرار دادند و با تشکیل کانون های علمی و پرورش شاگردان مبرز که بعدها هر کدام از آنها راهی شهرهای دور و نزدیک شدند و به شکل گیری حوزه های علمی کمک نمودند و تلاش کردند که بدون آسیب رسانیدن به مؤلفه های وحدت اسلامی که بر تخطئه و نفی دیگران استوار بود، تشیع را جریان راستینی معرفی کنند که سعی دارد با تأثیرگذاری بر روی افکار و فطرت حق طلب انسان ها و بدون ایجاد نقار و شکاف در امت اسلامی با حرکتی زیرپوستی آثار وجودی خود را با سمت دهی به رفتارها و ایده ها و دیدگاه ها بروز دهد. این که اکثریت قریب به اتفاق احادیث و روایات از امام جعفر صادق (ع) و امام محمد باقر (ع) نقل گردیده به نقش محوری آنها در شکل دهی به کانون های جهاد علمی و فرهنگی بازمی گردد. پس از این دو بزرگوار اغلب گروندگان به تشیع تا بازه ی زمانی خاصی عمدتاً از خواص و دانشمندان و فرهیختگان زمان خود هستند و همین اشخاص تدریجاً با ترویج نگرش شیعی که در بعد سیاسی بر دو مقوله ی شایسته سالاری و عدالت طلبی استوار است، هسته های مقاومت در برابر ستمگری ها و انحرافات حکومتی خلفای عباسی و حتی پس از آن را تشکیل دادند و تا زمانی که تأکید شیعه بر این دو مؤلفه ی تعیین کننده پر رنگ تر از سایر مؤلفه ها بود، هسته های مقاومت با چنین رویکردی در برابر ظلم و جور در هر کجای جهان خصوصاً مصر و یمن و ایران و شام شکل گرفتند این هسته های مقاومت ضمن این که به یکدیگر نزدیک بودند، نتایج مشترکی را نیز دنبال می کردند. (ادامه…)