سرمقاله
محمد عسلی
بعد از فرار شاه
۳۷ سال از فرار محمدرضا پهلوی شاه مخلوع ایران میگذرد، ۳۷ سالی که ایران انقلابی عامل تحولات عظیمی در منطقه و جهان بوده است.
عدهای در فضاهای مجازی، مدام این سؤال را مطرح میکنند که اگر شاه نمیرفت و میماند و با مردم انقلابی ایران مبارزه میکرد چه میشد؟ یعنی ما در چه شرایطی بودیم؟
این سؤال کسانی است که آگاهی از دانش جامعهشناسی و تاریخ سیاسی صد ساله اخیر ندارند. زیرا هر کس دیگر هم که جای شاه میبود، راهی جز فرار نداشت. زیرا به جز تعداد اندکی سلطنتطلب که اکثراً فرار را بر قرار ترجیح داده بودند و ساواکیهایی که پرونده سیاهی از عملکرد خود زیر بغل داشتند؛ طرفداران دیگری نداشت و حتی کار به جایی رسیده بود که تلاش آمریکا هم برای حفظ شاه در ایران بیثمر بود و لذا در کنفرانس گوآدلپ هر پنج کشور مقتدر غربی به این نتیجه رسیدند که دیگر شاه قابل دفاع و ماندگار نیست.
بعضیها با ردیف کردن خدماتی که رضاشاه و محمدرضا در ایران داشتهاند و مقایسه مشکلات اقتصادی کنونی کشور در فضاهای مجازی حیف و دریغ میخورند که اگر شاه بود وضع و حال ما بهتر بود، غافل از آنکه از وضعیت کنونی و موقعیت فعلی ایران بیخبرند و از گذشته هم چندان اطلاعی ندارند.
بعد از تبعید رضاشاه به جزیره موریس و حضور سه تن از سران کشورهای آمریکا، روسیه و انگلیس در تهران که با شرکت روزولت، استالین و چرچیل برگزار شد و به کنفرانس تهران معروف است تا به سال ۵۷ که انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید. محمدرضا شاه که از حمایت آمریکا و دولتهای غربی برخوردار بود ۳۵ سال به طول انجامید، در طول این مدت آمریکاییها بر صنعت نفت، روسها بر صنعت گاز و غربیها بر صنعت مونتاژ ایران چنگ انداختند و استقلال سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی ما را از ما گرفتند. تا بدانجا که انتخاب نخستوزیر و وزراء با مشاوره سفیران آمریکا و انگلیس و رایزنیهای آنچنانی انجام میشد نمونه آن را سفر دکتر امینی به آمریکا میتوان مثال زد که وقتی امینی در آمریکا خطر نفوذ تودهایها را مطرح کرد و خطر یک انقلاب مردمی را گوشزد نمود، طرحی ۶ مادهای را مطرح کرد که بعدها به انقلاب سفید مشهور شد… آمریکاییها خبر به شاه رساندند و شاه گفت: خودم انجام میدهم و نیاز به امینی نیست. بعد از بازگشت، امینی از نخستوزیری برکنار شد و شاه اصلاحات خود را به نام انقلاب سفید، اعلام کرد.
خاطرات فردوست و علم و دیگر خاطرات رجال سیاسی عصر پهلوی همه حکایت از وابستگی شاه به غرب دارد و اینکه از خود استقلالی نداشت.
پس رفتن شاه برخلاف مطلبی که در کتاب مأموریت برای وطنم نوشته بود که «اگر خطری برای ایران احساس کند تا پای جان میایستد…» برای رهایی جانش فرار را بر قرار ترجیح داد.
و اما بعد:
امروز با گذشت ۳۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران کشوری است که دستهای متجاوز سربازان آمریکایی را بالا میبرد و در برابر دوربین خبرنگاران، آنها را تسلیم و به عذرخواهی وا میدارد.
امروز ایران با سیاستهای متجاوزانه و مستبدانه آمریکا در منطقه مخالفت میکند و در عراق، سوریه، لبنان و یمن از مظلومان دفاع میکند تا آنجا که نخستوزیر اسراییل از ترس به کنگره آمریکا پناه میبرد و نقشه امپراطوری ایران را به دیوار نصب میکند.
امروز ایران به عنوان کشوری مقتدر، مستقل، انقلابی و دارای امنیت داخلی، همراه با اقتدار نظامی و توان علمی فوق کشورهای خاورمیانه در جهان مطرح است تا جایی که برای رفع شر داعشیها که حتی بر دل مردم اروپا رعب و وحشت انداختهاند، چشم امید به ایران دوخته شده است.
لذا قدرت صرفاً به این موضوع ختم نمیشود که پاسپورت ما را دنیا قبول دارد یا ندارد. و یا اینکه مشکلات تورمی و بیکاری داریم، یادمان باشد که شاه بحرین را دودستی به انگلیس داد و نتوانست آن را حفظ کند.
اگر سیاستهای تخریبی و ایذایی که هماکنون از طرف آمریکا و کشورهای وابسته به آن بر علیه ایران اعمال میشود در زمان شاه اعمال میشد و یا شاه را به یک جنگ فرسایشی ۸ ساله میکشاندند آنگاه معلوم میشد که تا چه میزان توان مقاومت میداشت در شرایطی که ایران فقط سی میلیون جمعیت داشت با آن همه درآمد نفت.
اگر فناوریهای سختافزاری و نرمافزاری الکترونیکی امروز مانند، اینترنت، شبکههای تلویزیونی ماهوارهای فارسیزبان که تعدادشان با رادیوهای مخالف به ۱۴۰ میرسد و گوشیهای همراه که از فضاهای مجازی روزانه میلیونها پیامک رد و بدل میکنند در دوره پهلوی میبود، آنگاه معلوم میشد که سلطنت آنها تا چه مدت دوام میآورد.
راستی ما کی هستیم که امروز بیش از ۱۴۰ شبکه تلویزیونی ماهوارهای و رادیوهای فارسیزبان بر علیه مردم ما، کشور ما و انقلاب و رهبر ما سنگاندازی میکنند، اما ما مقاوم و استوار ایستادهایم و روز به روز بیش و بیشتر اقتدار خود را به رخ جهانیان میکشیم.
میگویند: «مشکل ما اسلام است، اگر اسلامی نبودیم وضعمان بهتر بود…»
مگر نه آنکه با نیروی باور اسلامی انقلاب کردیم؟ ۸ سال جنگ تحمیلی را در دفاع از سرزمین و انقلابمان مقاومت کردیم، مگر نه اینکه با همین نیروی اسلامی در برابر تحریم و تهدیدات ۳۷ ساله ایستادیم؟
پس مشکل ما مسلمانی نیست. مشکل دشمنان ما اسلام است؛ زیرا امروز سرنوشت همه کشورهای اسلامی، سرنوشت بدی است هر چند رهبرشان ولی فقیه نیست. ترکیه که یکی از اعضای ناتو و از حمایت آمریکا برخوردار است با چه گرفتاریهایی مواجه است.
عراق، افغانستان، پاکستان، سوریه، لبنان و عربستان هم از کمند ترفندهای غربیها در امان نیستند. هر چند در آنها انقلاب اسلامی هنوز رخ نداده و فقط ترکش آن به دولتهای آنان اصابت کرده است.
وضعیت کشورهای مسلمان آفریقا هم، وضعیت مشابهی است.
با اذعان تحلیلگران غرب و شرق و حتی سناتورهای دشمن قسم خورده آمریکایی، امروز ایران از اقتدار نظامی و امنیتی فوقالعادهای برخوردار است و همین اقتدار است که ترسآفرین شده تا جایی که کار روزانه سناتورهای آمریکایی ارائه طرح و مصوبه بر علیه ایران است.
همین اقتدار است که عربستان برای تضعیف اقتصاد ایران دچار خودزنی شده و نفت را تا سطح ۲۵ دلار در هر بشکه پایین آورده. همین اقتدار است که آمریکا را در برابر سوریه و ماندن بشاراسد وادار به تسلیم میکند.
پس وضعیت فعلی را با تمامی مشکلات اقتصادیاش شکرگزار باشیم؛ مبادا فردا آرزوی چنین روزی کنیم.
والسلام
—————————-
منابع:
- خاطرات علم
- خاطرات فردوست
- مطالب روزنامههای اخیر
- کتاب مأموریت برای وطنم
- بعضی مطالب نقل شده از روزنامههای غربی
- شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۴
- سرمقاله
یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
خون سیاه در شریان اقتصاد غرب
روزشمار اجرای برجام با تمامی افت و خیزهایش به پایان خود نزدیک میشود. صرف نظر از اختلاف نظرهایی که بر سر چگونگی توافق با ۱+۵ وجود داشت باید اذعان کرد که با توجه به تأثیر انکارناپذیر تحریمهای گسترده بر اقتصاد کشور و تسری آن به تمامی بخشهای سیاسی و فرهنگی و حتی حوزه بهداشت و سلامت انتظار میرفت که تدبیرکنندگان امور کشور گامهای مؤثری در راستای رفع تحریمها بردارند و از همان ابتدا هم قابل پیشبینی بود که پیوند این تحریمها با تصوری که غربیها از روند فعالیتهای هستهای ایران داشتند، رفع تحریم نیز در گرو بازبینیها و توافقاتی بود که خواه ناخواه باید صورت میگرفت. خوشبختانه پیشرفتهای حاصل شده تأسیسات هستهای و اتکای این تکنولوژی به دانش و نیروهای انسانی بومی امتیازی بود که مذاکره کنندگان ارشد هستهای را قادر ساخت با کمترین عقبنشینی از مواضع قبلی خود و تثبیت جایگاه جهانی ایران در این زمینه، هفت خوان مذاکرات را با موفقیت پشت سر بگذارند. (ادامه…)
- پنج شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۴
- سرمقاله
یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
آیینهی فردا
هر چه به زمان برگزاری انتخابات نزدیکتر میشویم، تراکم و فشردگی اخبار، گزارشها، مصاحبهها، نشستها، کنفرانسها، بازدیدها، رایزنیها، افشاگریها، سرعت انتقال اخبار، سفرهای کاری و ملاقاتها بیشتر میشود و شاهد جلوهگری نشریات جدید با عناوین پرطمطراق، اظهار نظرهای بیسابقه و بازیهای زبانی با آمار و ارقام و عملکردها خواهیم بود. خبرنگاران و اصحاب رسانه که به اقتضای موقعیت شغلی خود تمامی رویدادهای حوزه فعالیت خود را رصد میکنند بیش از سایر صنوف و طبقات اجتماعی موفق به تشخیص چنین تغییراتی میشوند.
اگر آمار اخبار منفی یا امیدوارکننده را روی دو نمودار پیاده کنیم متوجه میشویم که هر چه به زمان انتخابات نزدیکتر میشویم از اخبار منفی کاسته شده و به اخبار امیدوارکننده افزوده میشود. هر چند نباید از نقد عملکردها که حامل پیامهای منفی معطوف به گذشته است غافل بود ولی به هر حال حتی رنگ و طعم خبرها نیز تغییر میکند چرا که تدریجاً همهی فعالیتها به گونهای با محوریت انتخابات دنبال میشود.
در همین راستا نامزدهای انتخابات مجلس نیز به دو دسته تقسیم میشوند، گروهی که سابقهی نمایندگی ندارند و صرفاً به اتکای موقعیت اجتماعی، تحصیلی، شهرت، وابستگیهای حزبی و جناحی و عملکرد خود در حوزههای اجرایی قصد ورود به مجلس را دارند و گروهی که نمایندگی در مجلس را تجربه کرده و یک یا چند بار مسیر تبلیغات را طی نموده و با پیچ و خمهای آن آشنا هستند. طبیعی است که نمایندگان فعلی و قبلی مجلس به دنبال دفاع از عملکرد خود در یک بازهی زمانی خاص باشند و کسانی که سابقهی نمایندگی در مجلس را ندارند به دنبال انتقاد از عملکرد مجلس و نمایندگان فعلی و قبلی هستند. ناگفته پیداست که مردم باید در سخنان گروه دوم به دنبال شعارها و وعدههای جدید باشند.
از جمله سنتهای حسنه که در بازهی زمانی محدود مانده به انتخابات بیش از همیشه مطمح نظر قرار میگیرد نقد عملکرد مجلس به صورت کلی و ارزیابی فعالیت چهار ساله نمایندگان به صورت موردی است. (ادامه…)
- چهارشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۴
- سرمقاله