سرمقاله
محمد عسلی
جایی که عقاب پر بریزد…
وقتی در ایران انقلاب اسلامی پیروز شد، اولین کشوری که انقلاب ایران را به رسمیت شناخت آمریکا بود؛ چون تصور نمیکرد علیرغم افراد نفوذی مانند بنیصدر، قطبزاده و امثالهم که از همان ابتدای پیروزی انقلاب سمتهای کلیدی را صاحب شدند موقعیت و منافعش در ایران دستخوش تغییر و نهایتاً با رسوایی سفیر و کارکنان جاسوسخانهاش از تهران اخراج شوند.
آمریکا پس از آن در طول بیش از ۳۵ سال تلاش کرد رژیم انقلابی ایران را تغییر دهد و برای رسیدن به این هدف بزرگ از هیچ کوشش و سرمایهگذاری دریغ نکرد.
تحریم، تهدید، تطمیع گروهکها و مخالفان داخلی و خارجی، حمله نظامی، ایرانهراسی، اسلامهراسی، برچسبهای تروریستی، ترور شخصیتها و رجال سیاسی و دینی ذینفوذ، انزوای سیاسی، اتهام ساخت جنگافزار اتمی و نهایتاً جنگ نرم و تبلیغاتی بر علیه ایران هیچکدام نتوانست ملت و رهبر و دولت ایران را از پای در آورد. (ادامه…)
- سه شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۴
- سرمقاله
یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
پیداست کزین میان چه خیزد!
از جمله کاستیهایی که برخی از نمایندگان مجلس با آن دست به گریبانند، عدم برخورداری از عقبهی کارشناسی در زمینههای گوناگون است، دلیل آن نیز به ابتر بودن احزاب و تشکلهای سیاسی بازمیگردد. اگر احزاب ساختاری جامع داشته باشند در درون خود گروههای کارشناسی گوناگونی را با بهرهگیری از پتانسیل هواداران شکل میدهند که هر گروه در زمینهای خاص اعم از اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، هنری، ورزشی و رفاهی فعالیت میکند، معمول این است که کارگروههای گوناگون معمولاً از بطن تشکلهای مردمنهاد بیرون میآیند، فرضاً از میان کسانی که طرفدار محیط زیست هستند، عدهای که به نمایندهای خاص رغبت دارند در کارگروه اجتماعی حزب طرفدار فلان نماینده فعال هستند و به همین ترتیب عدهای دیگر نیز فراخور نوع سمتگیریهای سیاسی که دارند جذب احزاب دیگر و سایر نمایندگان میشوند. به این ترتیب هر نمایندهای در میان طرفداران خود به افرادی کارشناس و فعال در حوزهای خاص دسترسی دارد که میتوانند به او در همان زمینه مشاوره بدهند. تصور کنید گروهی از کارکنان بازنشسته زیمنس که چندین سال است کسی پاسخگوی آنها در زمینهی سود سهامشان نیست جلوی ورودی استانداری تجمع میکنند و نمایندهای از شیراز نیز قصد ورود به چنین موضوعی را داشته باشد، طبیعتاً او نباید برای کسب اطلاع از چند و چون ماجرا صرفاً به منابع رسمی مراجعه کند زیرا چه بسا به دلیل لابیگری و مداخلهی افراد ذینفوذ اطلاعات درستی از این طریق دریافت نکند، اما اگر از طریق کارگروه اجتماعی متشکل از طرفداران خود که معضلات اجتماعی را رصد میکنند کسب اطلاع کند و این اطلاعات را در کنار اطلاعاتی که از منابع رسمی به دست آورده بگذارد آنگاه راحتتر میتواند با مدارکی قابل استناد در صحن علنی مجلس و یا رایزنیهایی که با مقامات استان خواهد داشت به چنین موضوعی ورود کند و نهایتاً مشکل بازنشستگان زیمنس را حل کند. (ادامه…)
- دوشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۴
- سرمقاله
یادداشت
محمد عسلی
اگر امیرکبیرها میماندند
از سال ۱۲۳۰ که امیرکبیر صدر اعظم نامدار ایران به فرمان ناصرالدین شاه قاجار به شهادت رسید تا به امروز ۱۶۴ سال میگذرد و این سؤال هنوز در ذهن تاریخی مردم ایران بدون جواب مانده است که اگر امیرکبیر میماند ایران در چه شرایطی قرار میگرفت؟
از آنجا که تحلیل وقایع و رویدادهای تاریخی به هر آنچه اتفاق افتاده و به بازتاب آن برمیگردد و نه اگر و مگرهای تاریخی، پیشبینی اینکه اگر چنین میشد یا چنان میشد بیشتر به حدس و گمان برمیگردد تا آنچه ابعاد حقیقی و واقعی دارد. مثل اینکه بگوییم اگر اسکندر مقدونی در حمله به ایران شکست میخورد، چه میشد؟ و یا اگر غایرخان بازرگان مغولی را نمیکشت تا بهانهای برای حمله مغولان به ایران نباشد چه میشد؟
متأسفانه تاریخ ایرانزمین، راوی شکستها و پیروزیهای زیادی است که گاه باعث حسرت و ناکامی میشود و گاه موجبات غرور ملی را فراهم میکند. (ادامه…)
- یکشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۴
- سرمقاله