یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
شهری سر در گریبان
اگر رتبه دهم جهانی ایران را در جاذبه‌های باستانی و تاریخی و رتبه پنجم در جاذبه‌های طبیعی را در نظر بگیریم سهم فارس و شیراز در جاذبه‌های باستانی و تاریخی اول و در جاذبه‌های طبیعی نیز با توجه به چهارفصل بودن استان قابل ملاحظه است اما رتبه واقعی فارس و شیراز در پذیرش گردشگران خارجی به پای برخی از استان‌ها نمی‌رسد.
پس از این که چندین شهر ایران در زمینه ادبی، گردشگری و فرهنگی از شیراز پیشی گرفتند، عده‌ای سری به تأسف جنباندند که ارزش آن در حد انعکاس در مطبوعات و رسانه‌ها بود، اما این که توقع داشته باشیم که به دنبال چنین گلایه‌هایی شاهد تشکیل نشستی هم‌اندیشانه برای چاره‌جویی در این باره باشیم، دعای دور از حاجت است، زیرا برای کسانی که برنامه‌های شبکه‌های سراسری صدا و سیما را دنبال می‌کنند واضح و مبرهن است که خواب‌هایی برای اصفهان و یزد و برخی دیگر از استان‌ها دیده‌اند و همین‌طور برای شیراز، هر چند شیراز به زعم اهل دانش و فرهنگ همان شیراز گذشته است و همین که برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌های فرهنگی کشور سامان پیدا کند، جایگاه اصلی خود را باز خواهد یافت. اما هم‌‌اکنون در بر روی پاشنه‌ای دیگر می‌چرخد. اگر قرار باشد شاهد رونق اقتصادی در شیراز و فارس باشیم، هیچ راهی جز فعال کردن تجارت با محوریت گردشگری باقی نمی‌ماند. اینجاست که دوباره باید به سراغ تخت جمشید و پاسارگاد و نقش رستم و غار شاپور و آثار عهد زندیه و آرامگاه بزرگترین شاعران ایران و جهان و باغ‌های زیبای شیراز برویم و دوباره از خونگرمی‌ شیرازی‌ها سخن بگوییم و طبیعت چهارفصل فارس را که در کمتر استانی سراغ داریم یادآور شویم. آنچه در این میان حائز اهمیت است تا زمانی که بحث گردشگری در شیراز و فارس به یک دغدغه‌ی عمومی و ملی تبدیل نشود و تمامی مؤلفه‌های تأثیرگذار استان در این خصوص همداستان نباشند نتیجه‌ی دلخواه حاصل نمی‌شود. (ادامه…)

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
فقر در چهره‌ای دیگر
جستجوی مصرانه در سطل‌های زباله و کیسه‌های پلاستیکی انباشته از پسماندهای خانگی و تجاری در گذرگاه‌ها و کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر شیراز برای عابران به پدیده‌ای آشنا تبدیل شده و دیگر کمتر کسی از این که می‌بیند مردی تا کمر خم شده و سر در سطل‌های زباله کرده تعجب می‌کند. نه فصل‌ها و نه تغییرات آب و هوا روی شتاب زباله‌ گردها برای پیدا کردن ظروف یکبار مصرف و پلاستیکی تأثیری نمی‌گذارند، این افراد که اغلب با گونی‌های جادار و بزرگ، یافته‌های خود را از نقطه‌ای به نقطه‌ی دیگر می‌کشانند، اغلب از اقشار آسیب‌دیده‌ای هستند که بدون مراقبت از خود و رعایت نکات بهداشتی بی‌محابا دست‌های بی‌حفاظ خود را در سطل‌های زباله فرو می‌برند و به عواقب احتمالی آن نیز نمی‌اندیشند. سرعت و شتابی که اینگونه افراد برای جمع‌آوری اشیاء قابل فروش و بازیافت به خرج می‌دهند از رقابتی نهفته در بین آنان حکایت می‌کند به طوری که هیچ دغدغه‌ای جز پر کردن کیسه‌ی بزرگی که با خود از این سو به آن سو می‌کشانند، ندارند. (ادامه…)