یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
سرای مهربانی در شیراز جنت طراز
همگرایی و هم افزایی با محوریت کم کردن فاصله های طبقاتی از دغدغه های ارجمندی است که دستاورد آن افزایش امنیت اجتماعی و روند کاهشی بزهکاری هاست. این سخن حکیمانه ای است که همواره کوخ در برابر کاخ ساخته می شود. طبیعی است که وقتی رفاه طلبی ناشی از انباشت ثروت های بادآورده اقلیتی برخوردار را به سمت اسراف و مصرف گرایی افسارگسیخته سوق می دهد، فقر و ناداری نیز در بین اکثریت مردم گسترش می یابد به طوری که نشانه های آن را در بالارفتن سن ازدواج، طلاق های سریالی، چالش های اجتماعی، تنوع و تعدد بزه کاری ها و عریانی چهره ی فقر در کوچه و خیابان و حاشیه ی شهرها و پیرامون مزبله ها و… می توان دید.
همین صحنه های مشمئز کننده بود که عده ای را بر آن داشت تا دیوار مهربانی را در چندین نقطه از شهر شیراز راه اندازی کنند و با تحریک عواطف عمومی راهی برای ابراز محبت شهروندان نسبت به یکدیگر پیدا کنند.
دیواری رنگ آمیزی شده با چند رخت آویز نصب شده بر روی آن که شهروندان لباس های اضافی و دست دوم خود را به آن می آویختند و عده ای که احساس می کردند با بهره گیری از این لباس ها می توانند خود را از سرما مصون دارند در استفاده از آن تردیدی به خود راه نمی دادند. این روند ادامه داشت تا این که عده ای با طرح سئوالاتی پیرامون چند و چون این کار برخی از جنبه ها و جهات آن را خوشایند ندانستند و مسایلی از قبیل آسیب های بهداشتی، سوء استفاده های احتمالی و بی حساب و کتاب بودن آن را مطرح نمودند که البته برخی از استدلال ها با منطق نیز همراهی می شد.
متعاقب آن شهرداری شیراز که الحق یکی از سازمان های مردمی و پرکار شیراز لقب گرفته و در کنار فعالیت های عمرانی و ارائه انواع خدمات به شهروندان، جریان های زیرپوستی با هدف فرهنگ سازی را در حوزه های گوناگون رصد می کند به این نتیجه رسید که با توجه به بسترهای فرهنگی موجود و ظرفیت بالای شیرازی ها برای مشارکت در امور خیریه که سابقه ی آن به سالهای دور بازمی گردد، می توان دیوار مهربانی را به سرای مهربانی تبدیل کرد. با این هدف که شهروندان بتوانند بدون احساس محدودیت کمک های غیر نقدی خود به نیازمندان را به سرای مهربانی که اولین شعبه ی آن در خیابان شهید چمران تأسیس گردیده تحویل دهند و در آنجا افرادی که همه ی آنها با اشتیاق و به قصد نهادینه کردن این حرکت اجتماعی – فرهنگی فعالیت می کنند پس از تحویل کمک های مردمی و دسته بندی آنها و انجام ارزیابی های کیفی از جهات بهداشتی و ایمنی در صورت لزوم نسبت به ترمیم و آماده سازی و بسته بندی آنها به گونه ای که فراخور شهروندان نیازمند باشد اقدام نموده و به آنها تحویل می دهند. (ادامه…)

یادداشت
محمد عسلی
شعرهای آپارتمانی
از ارتفاع دود عروج کردیم و به ارتفاع زخم رسیدیم در چهار دیواری بتونی که روی ریشه-های پوسیده نارنج¬های خانگی بنا شدند و مجسمه¬های سیمانی جای آنها را گرفتند تا اگر پنجره-ای باز بماند تا نگاهی به آسمان باشد، در مقابلت دیواری بلند از تیرآهن¬های به هم چسبیده با فاصله¬ای دور و دورتر از آسمان تو را از خورشید در روز و از ستاره¬ها در شب محروم کنند و اگر نیمچه طبعی یا سر سوزن ذوقی هم داشته باشی که کلمات همانند لشکر سلم و تور بر ذهنت حمله¬ور شوند می¬سُرایی:
«در چهارراه¬ها خبری نیست
یک عده می¬روند
و عده¬ای بازمی¬گردند…»
آنوقت تو می¬شوی سمبل شاعران عصر نو و مهم نیست که به چه سبک و سیاق شعر می-گویی، مهم این است که حال و وضع روزگارت را به گونه¬ای از دریچه¬های بسته چهار دیواری-ات در قالب کلماتی که بوی دود و باروت می¬دهند بیرون می¬فرستی که پیامی بدون آب و سبزه و درخت و پرنده و احساس است و اگر به غم نشیند به دل نمی¬نشیند و در حافظه هم نمی¬ماند.
شعرهای آپارتمانی از این دستند، پیچیده در لابلای سنگ و بتون و آجر و آهنی که علیرغم صلابتش زیر بار سنگین ارتفاع کمر خم کرده است و بی¬جهت نبود که حافظ هم خود را محصور اندوده دید و سرود:
کی شعر تر انگیزد
خاطر که حزین باشد… (ادامه…)

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
نظریه پردازی های شتابناک
لباس و پوشش از گذشته های دور نه تنها برای در امان ماندن از سرما و گرما و حیامندی و رعایت مرزهای اخلاقی و عرفی بلکه به عنوان شاخصی برای نشان دادن جایگاه اجتماعی و طبقاتی افراد نیز کاربرد داشته و از همه ی اینها گذشته از روی لباس می شد به تعلقات قومی و جغرافیایی افراد نیز پی برد.
پس از انقلاب در ایران نگاه رسمی و اداری به لباس و حجاب معطوف به رعایت مرزهای شرعی گردید اما از آنجایی که بازگشت به شرایط پیش از کشف حجاب با توجه به تحولات اجتماعی و همچنین اقتضائات اداری و کاری فراهم نبود، دو نوع حجاب بینابینی که متقاعد کننده مراجع دینی و کانون های تأثیرگذار در این حوزه بود به رسمیت شناخته شد یکی بهره گیری از چادر و دیگری حجابی که تضمین کننده رعایت نص صریح قرآنی بود. البته نسل های بعدی خصوصاً در شهرهای بزرگ اغلب به رعایت چارچوب ها قناعت کردند به طوری که هم اکنون حتی برخی از کسانی که باورمندانه به امامزاده ها می روند نیز به دلیل نداشتن چادر از گیشه ی ویژه ای که در مدخل امامزاده ها قرار دارد چادر دریافت می کنند و این امر نشان دهنده جا افتادن چارچوب های حداقلی است. به هر حال در جامعه سیاست زده ما هر کس به فراخور درکی که از حجاب داشت به آن روی آورد و یا حتی المقدور از آن فاصله گرفت، لیکن با توجه به این که قائل شدن هر گونه تخفیفی در این رابطه برای جلب نظر طیف هایی که تمایل به رعایت چارچوب های تعیین شده نداشتند، به یارگیری های هدفمندی منجر می شد، برخی از گروه های فکری و اجتماعی و شبکه های خبری و وسایل ارتباطی از نفی حجاب به منظور جلب مخاطب بهره گرفتند. از سویی دیگر عملکرد دوگانه ی برخی افراد که به حجاب باورمند نبودند اما رعایت آن را برای حفظ شغل و موقعیت خود لازم می دانستند موجب گردید که شاهد دو نوع رفتار کاملا متناقض از سوی برخی افراد در محیط کار و خارج از آن باشیم. به طوری که تنها در محافل خصوصی و جشن های خانوادگی می توان به میزان واقعی پای بندی افراد به حجاب پی برد و ظاهر افراد در جامعه را نمی توان مبنا قرار داد. همچنان که در مورد بسیاری از ارزش های دیگر نیز در به همین پاشنه می چرخد! (ادامه…)