یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
امام محمد باقر (ع) بنیانگذار کانون های مستقل دینی و علمی
میلاد امام محمد باقر (ع) بهترین دستاویز برای نگاهی تحلیلی به دلایل ماندگاری جریان های مبتنی بر اندیشه است. این که چرا نظریه پردازی و گفتمان سازی در مذهب تشیع را به امام جعفر صادق (ع) و امام محمد باقر (ع) نسبت می دهند به این مهم بازمی گردد که این دو بزرگوار جهاد علمی و فرهنگی را مبنای گسترش مذهب شیعه قرار دادند و با تشکیل کانون های علمی و پرورش شاگردان مبرز که بعدها هر کدام از آنها راهی شهرهای دور و نزدیک شدند و به شکل گیری حوزه های علمی کمک نمودند و تلاش کردند که بدون آسیب رسانیدن به مؤلفه های وحدت اسلامی که بر تخطئه و نفی دیگران استوار بود، تشیع را جریان راستینی معرفی کنند که سعی دارد با تأثیرگذاری بر روی افکار و فطرت حق طلب انسان ها و بدون ایجاد نقار و شکاف در امت اسلامی با حرکتی زیرپوستی آثار وجودی خود را با سمت دهی به رفتارها و ایده ها و دیدگاه ها بروز دهد. این که اکثریت قریب به اتفاق احادیث و روایات از امام جعفر صادق (ع) و امام محمد باقر (ع) نقل گردیده به نقش محوری آنها در شکل دهی به کانون های جهاد علمی و فرهنگی بازمی گردد. پس از این دو بزرگوار اغلب گروندگان به تشیع تا بازه ی زمانی خاصی عمدتاً از خواص و دانشمندان و فرهیختگان زمان خود هستند و همین اشخاص تدریجاً با ترویج نگرش شیعی که در بعد سیاسی بر دو مقوله ی شایسته سالاری و عدالت طلبی استوار است، هسته های مقاومت در برابر ستمگری ها و انحرافات حکومتی خلفای عباسی و حتی پس از آن را تشکیل دادند و تا زمانی که تأکید شیعه بر این دو مؤلفه ی تعیین کننده پر رنگ تر از سایر مؤلفه ها بود، هسته های مقاومت با چنین رویکردی در برابر ظلم و جور در هر کجای جهان خصوصاً مصر و یمن و ایران و شام شکل گرفتند این هسته های مقاومت ضمن این که به یکدیگر نزدیک بودند، نتایج مشترکی را نیز دنبال می کردند. (ادامه…)
- شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۵
- سرمقاله
یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
پاسخی از جنس فرهنگ
تا آنجا که به یاد دارم برای چندمین بار است که پیرامون فداکاری معلمان اخباری در رسانه ها بازتاب می یابد از آن معلمی که سوخت تا دانش آموزانش نجات یابند، معلمی که برای همدلی با شاگرد سرطانی اش موهایش را از ته تراشید و اینک معلمی که در زیر آوار ماند تا شاهد قربانی شدن شاگردانش در زیر آوار نباشد. تکرار این ماجراها که به جغرافیای خاصی در کشور محدود نمی شود حامل پیامی ویژه است و آن این که هنوز هم در این خطه کسانی هستند که شغلشان را با عشقشان یکی می دانند و لذت های زندگی را در ستردن غبار اندوه و کدورت از چهره دیگران جستجو می کنند. پیشه ی معلمی اقتضائات خاص خودش را دارد، راستش را بخواهید برای یک معلم بسیار دشوار است که شاگردانش را به چشم یک مشتری نگاه کند و مناسباتی با دانش آموزان و اولیاء در پیش گیرد که رنگ و بوی سوداگری داشته باشد. جنس کار معلمی اینگونه است که معلم در هر کجا باشد احساس می کند در تیررس نگاه دانش آموزانی قرار دارد که با احساس شاگردی به تمامی اعمال و حرکاتش می نگرند و از این که در هر کار و برنامه ای از او پیروی کنند خود را مغبون و اغوا شده به حساب نمی آورند. (ادامه…)
- پنج شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۵
- سرمقاله
یادداشت
محمد عسلی
زور بهار چربیده
شیراز را هوایی است بهاری با عطر بهار نارنج و نارنجستان¬هایی که در چهارفصل سبزند حتی اگر زیر برف و سرمای زمستان کمر خم کرده باشند و سروها نیز آزادی خود را به رخ می-کشند وقتی شاخه¬های به هم پیچیده¬شان قامت راست را زیر وزش بادهای زمستانی حفظ کرده¬اند و چرخش تنشان به هر نسیم آهنگ امید سر می¬دهد و بنفشه¬ها در تلألؤ خورشید رنگ به رنگ می¬شوند در باغچه¬هایی که زیر هرم دود داغ اتومبیل¬های در توقف، مجال دم و بازدم نمی¬یابند.
هنوز آسمان آبی است و بوی باران از بام¬های کاهگلی بافت قدیم به مشام می¬رسد؛ هنوز شقایق¬های وحشی از زیر ناودان مسجد وکیل قرمزی گلهایشان را به رخ عابران می¬کشند و گلبرگ¬های پراکنده در بادهای گاه و بیگاه به سر و صورت می¬نشینند و شهر در تنفسی از پس زمستانی نه چندان سرد گرمای تابستان را یادآور می¬شود؛ آری زور بهار چربیده و سیل ترافیک در هم اتومبیل¬ها نتوانسته¬اند بوی بهار را بدزدند.
اما پرندگان دیری است کوچ کرده¬اند و آوازی از هزاری به گوش نمی¬رسد مگر در گوشه و کنار شهر و باغ¬هایی که از پس کشتار درختان به اندک مانده¬اند و چنارانی که در انتظار قمری-های مهاجر خمیازه می¬کشند.
و اما بعد. (ادامه…)
- چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۵
- سرمقاله