یادداشت
محمد عسلی
روز از نو، روزی از نو
تعطیلات نوروزی تمام شد و امروز تا پایان سال ۹۵ روز کار و تلاش است، در جریان دخل و خرج های نوروزی برای فروشندگان و خریداران، جیب فروشندگان پر و جیب خریداران خالی است، بسیاری از خانواده ها حداقل تا چند ماه باید به قصد جبران هزینه های نوروزی قناعت پیشه کنند و در اندیشه درآمد بیشتری باشند.
مدیران دولتی ادارات هم دو الی سه ماه در انتظار تخصیص بودجه چشم انتظار دریافت پولند.
بسیاری از کسبه هم تا چند ماهی در انتظار مشتری در خماری می مانند.
پاکبانان پارک ها و مراکز تفریحی هم زحمت بیشتری برای پاکسازی محیط و مراکز تفریحی روز سیزده می کشند.
سرمای بی موقع بسیاری از میوه های کال سردرختی ها را عقیم و دچار آفت کرده و باغداران دل پر دردی از سموم ناشی از سرما دارند.
تعطیلات نوروزی هر چند برای اکثر مسافران خاطره های خوب و به یاد ماندنی به جای گذاشته، اما برای تعداد قابل توجهی از مسافرانی که دچار سانحه تصادف شده اند و اقوام و بستگان خود را از دست داده اند خاطره های تلخی در پی داشته است.
خاطرات دردآوری که متأسفانه در هر سفر نوروزی تکرار می شود و پلیس در گزارشات روزانه آماری افزون یا کمتر از سال گذشته را به اطلاع مردم می رساند.
توصیه های پلیس هنوز نتوانسته آمار تصادفات را به گونه ای قابل قبول کاهش دهد.
پرخوری و عدم رعایت در تغذیه به ویژه تغذیه های خیابانی و مصرف فست فودها بسیاری را روانه بیمارستان ها کرد که اگر آمار تلفات مرگ و میرهای ناشی از بیماری ها را به آمار تصادفات بیفزاییم، رقم قابل توجهی خواهد شد.
اسکان مسافران نوروزی در مدارس و پارک هایی که آموزش و پرورش و شهرداری شیراز از قبل برنامه ریزی کرده بودند به چند میلیون نفر می رسید.
بازدید از آثار باستانی و میراث های فرهنگی به جای مانده آنچنان رو به افزایش بود که جمعیت متراکم در تخت جمشید، حافظیه، سعدیه، بازار وکیل، نارنجستان قوام و سایر ابنیه و دیگر نقاط دیدنی شهر شیراز را در تمامی ساعات روز و پاسی از شب می شد مشاهده کرد.
ترافیک کند و تراکم اتومبیل ها در نقاط دیدنی شهر شیراز از روز چهارم تا سیزده نوروز دور از انتظار نبود، اما در بسیاری از خیابان های شهر رفت و آمد اتومبیل ها روان و خیابان ها در روز خلوت بودند زیرا بسیاری از خانواده های شیرازی ترجیحاً شیراز را به مقصد دیگر نقاط دیدنی ایران عزیز ترک کرده بودند.
لطافت باران های بهاری که بود و نبود باران را گاه و بیگاه به رخ آفتاب می کشید و جنگ نور خورشید با ابرهای پراکنده شیراز را حال و هوای دیگری داده بود که گاه مسافران را از داخل چادرها به اماکن سربسته می کشانید و گاه آنها را دوباره به فضاهای باز و داخل چادرها ترغیب می کرد.
فروش صنایع دستی، شیرینی های سنتی و دیگر سوغاتی ها بازار گرمی داشت که معمولاً اصفهان و شیراز گوی سبقت از دیگر شهرها در این بازارها ربوده بودند.
و اما بعد!
سخن امروز همه این ضرب المثل قدیمی است که: «روز از نو، روزی از نو» اینکه چگونه این روزی حلال به دست خواهد آمد و روزها تا کی نو هستند بیشتر به کمیت و کیفیت کارها و چگونگی آنها برمی گردد که اگر هر کس در اندیشه فردا و فرداها باشد برای خود محملی و راه و روشی دست و پا می کند.
نزولات آسمانی و میزان ریزش باران و برف در استان های کشور به استثنای چند استان ترس از کم آبی را از دلها برداشته، اما هنوز چند کلانشهر و تعدادی از استان های جنوبی و مرکزی چشم انتظار باران بیشتری برای جبران کم آبی ها هستند و دست به دعا و نگاه به آسمان دارند.
اگر همه ما مسیر قناعت در پیش گیریم و از زیاده خواهی پرهیز کنیم و در اندیشه مساکین و بیچارگانی باشیم که هر نوع همدلی و کمک به آنها می تواند در جبران کمبودها مؤثر باشد از عنایات بیشتر خداوندی برخوردار خواهیم شد و در شرایط امن تری ادامه حیات خواهیم داد.
نوروز را پشت سر گذاشتیم. اما روزهای نو و عیدهای مهم دیگری پیش رو داریم وقتی که به سلامت نفس می کشیم و شکرگزار نعماتی هستیم که خداوند به ما داده؛ سرزمین غنی و پربرکت، جوانان سلحشور و مرزداران غیور و باایمان، معلمان و مربیان دلسوز و زحمتکش، مدیران و کارآفرینان مسئولیت پذیر و رزمندگانی که امنیت خاطر ما را از نفوذ دشمنان و تفرقه-افکنان فراهم کرده اند.
امید که سالیان دراز ملت قهرمان و باورمند ایران عزیز بمانند و نوروزهای بسیاری را شاهد باشند.
- شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۵
- سرمقاله
یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
سلام بر نوروز
برای ایرانیان که هزاران سال است همگام با نسیم بهاری خانه تکانی می کنند و چهره ی خندان طبیعت را در آیینه ی چشمه ساران به تماشا می نشینند و همزمان با شکوفایی درختان و جلوه گری سبزه زارها، لباس نو بر تن می کنند و با مشاهده گوهرافشانی ابرها، سخاوتمندانه به دستگیری همنوعان می شتابند، نوروز دروازه ای گشوده به سالی سرشار از تلاش و پویایی است. سالی که در سایه سار دید و بازدیدها و گفت و شنودها و خنده ها و پایکوبی ها بانشاط و سرخوش آغاز می شود.
مردم در اولین روز سال به سلام روشنایی برمی خیزند و با کینه زدایی از دل ها با همگان از در آشتی در می آیند. درآمیختگی باورهای دینی با آیین های نوروزی با هدف ما نایی نوروز از یک سو و تقدس یافتن آن از سویی دیگر تضمین کننده ی حفظ حریم ارزش ها به موازات پایبندی به آداب و رسوم ویژه ی این ایام است.
پیام هایی که همزمان با تحویل سال و تا چند روز پس از آن بین ایرانیان و ساکنان کشورهایی که نوروز را گرامی می دارند رد و بدل می شود رکوردی بی نظیر محسوب می شود که نشان دهنده ظرفیت بالای نوروز برای ایجاد همدلی و هم افزایی عاطفی است. از سوی دیگر تحکیم وحدت ملی در سایه ی نوروز نیز از دیگر دستاوردهای آن محسوب می شود چرا که تمامی ایرانیان با هر نوع رویکرد دینی و مذهبی و قومی و نژادی آیین مشترکی را در زمانی مخصوص به جای می آورند و خود را موظف می دانند که در این روزها بهترین مناسبات را با یکدیگر داشته باشند.
همگرایی در خانواده ها و احترام به پیشکسوت ها و بزرگان فامیل نیز در ایام نوروز برجستگی بیشتری دارد.
حتی کودکان نیز در این ایام با احساس فراغت بیشتر شادی منحصر به فردی را تجربه می کنند که ماندگاری دارد و یادآوری آن حتی در دوران پیری نیز برای آنها خاطره است. (ادامه…)
- پنج شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۴
- سرمقاله
یادداشت
محمد عسلی
کودکانه های نوروزی
آب و رنگ بود، نور و شادی که در شکوفه های بهاری با عطر بادام و سیب و گلابی ذوق کودکانه را در کنار تابه گرم و اجاقی که با دست های مادر نان شیرین چهار تا را به سفره می آورد به بهانه نوروز ما را به وجود وصل می کرد و عشق به زندگی را در کنج قناعت به گنجی دائمی رقم می زد.
و ما نسل های گذشته رو به انقراض که حتی بعضاً از نور چراغ برق هم محروم بودیم و با قلم درشت های فرو رفته در لیقه سیاه سرمشق «با ادب باش تا بزرگ شوی» را تمرین می کردیم به لباسی نو، کفشی نو و یا حداقل پیراهنی نو در روز عید دلخوش بودیم در کنار سبزه و آب و درخت.
سبزه هایی که در دشت و دامنه ها می رویید و گل های وحشی شقایق را از پشت بام های گلی تا سطح زمین های ناهموار به رخ می کشید و درختان کوچه باغ ها و جنگل ها که بادهای بهاری را به عطر دل آویز خود میهمان می کردند و زلال آب روانی که رقص ماهی ها را در روی ماسه های ته نشین جای پای عشق را نقش می زد و حنایی که دستها را به رنگ غروب نوید طلوعی فرحبخش می داد و هوای تازه ای که به طعم و بوی پونه های وحشی کنار جوی ما را به صبحانه ای با نان گرم مژده می داد و مرغ های خانگی که شب انتظار کودکانه را به بامدادی سپید از رؤیای تخم مرغ های رنگین به بیداری دلخوشی های کم خرج خبر می دادند و قرآنی که به زبان پدر و مادربزرگ با مهری آمیخته از اخلاص قرائت می شد تا احوال ما را به بهاران پیوند زند تا طبیعت سرشار از رنگ، نور و رایحه بوی خدا دهند و تصور ما پیوسته این باشد که خدا روی ابرها نشسته و به ما می نگرد تا اگر آدم های خوبی بودیم از آن بالا بالاها باران نازل کند و حیات را دوباره بین زیبایی ها تقسیم نماید.
آری این چنین بود. (ادامه…)
- چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۴
- سرمقاله