یادداشت
محمد عسلی
یار دبستانی من
به بهانه برگزاری چهاردهمین نمایشگاه کتاب در شیراز
من بودم، اما نه صورت بود و نه کلام، آسمان و درخت و آب و جنگل کتاب من بودند و سنگ و چوب وسیله دفاع.
من بودم و ترس و اضطراب از ناتوانی در دفاع. مرا نه دندانی چون نیش درندگان بود و نه قدرتی چون دوندگی آهوان.
من بودم و سرما، بیآنکه بالاپوشی داشته باشم یا پوششی طبیعی چونان حیوانات و یا پَری برای پرواز همانند پرندگان.
من بودم و غار با جدالی سخت با وحش غارنشین و زنانی که قدرت دفاع، حتی از بچهها هم نداشتند.
اما، ما را امانتی بود در ترکیب استخوانی و در جمجمه انسانی که آن را قدرت اندیشه برای تغییر شرایط نام دادند، اندیشیدیم تا از آنچه در اطرافمان بود وسیله دفاعی بسازیم، همنوعانمان را برای ایجاد امنیت هماهنگ و همراه کنیم، با دشمنان بجنگیم، رابطه برقرار کنیم، خودمان و همراهانمان که جز صداهای نامفهومی که از گلوهایمان برمیخاست زبان آشنایی نداشتیم. (ادامه…)
- چهارشنبه ۴ آذر ۱۳۹۴
- سرمقاله
یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
در سایهسار کتاب
تلاش برای کتابخوان کردن مردم در رأس برنامههای کسانی است که از روشن شدن فضای ذهنی مردم سود میبرند و از این رهگذر به مخاطبان خود میافزایند و آنها را با برنامههای موجه خود هماهنگ میکنند، به همین دلیل نهادهای فرهنگی که همواره بین توفیقاتشان در برنامهها با مطالبهگری مردم در این حوزه ارتباط تنگاتنگی وجود دارد بخشی از بودجه خود را صرف تقویت رابطه مردم با کتاب میکنند.
استقبال نسبی مردم از برنامههای فرهنگی و هنری در شیراز ریشه در وجود هزاران دانشجو در این شهر و قطب علمی بودن آن دارد علت آن هم کاملاً روشن است زیرا ارتباط برقرار کردن با یک اثر هنری و برداشت مناسب از آن و حتی لذت بردن از آن نیازمند بستر ذهنی، اطلاعات عمومی و مطالعات آزاد است. افراد کمسواد با همه چیز حتی هنر برخورد سطحی و کاسبکارانه دارند. در برخورد سطحی برداشت مناسبی از هنر صورت نمیگیرد به طوری که از موسیقی چیزی جز صدا نمیشنوند و از تئاتر چیز زیادی نمیفهمند و با شعر نیز ارتباط عمیقی برقرار نمیکنند و در برخورد کاسبکارانه نیز هنرمندان رقیب طیفهای دیگر اجتماعی تلقی میشوند که مخاطبان را از آنها میگیرند و به خود جلب میکنند. در بسیاری از موارد که شاهد برخورد با برنامههای هنری هستیم داستان همین است که عدهای با نگاه انحصاری به مخاطبان مانع جلب توجه مردم از سوی هنرمندان میشوند البته در موارد بسیار محدودی هم این دغدغه از سوی برخی منتقدان برنامههای هنری وجود دارد که احتمال میدهند پایین بودن سطح سواد مخاطبان به سوء برداشتهایی منجر شود که جمع کردن آن از عهدهی آنها برنمیآید و به قول معروف القای شبههای صورت میگیرد که در برابر آن رفع شبهه کنندهای وجود ندارد. بگذریم (ادامه…)
- سه شنبه ۳ آذر ۱۳۹۴
- سرمقاله
یادداشت
محمد عسلی
تنویر افکار عمومی یا تشویش اذهان عمومی
پسری که پدر را کشت، مادری که دخترش را خفه کرد، خواستگاری که بر صورت دختر دلخواهش اسید پاشید، مردی که دختربچه جوانی را دزدید و پس از آزار و اذیت خفه کرد، سارقی که در حین فرار به سوی صاحبخانه آتش گشود و هزاران تیتر وحشتآفرین صفحات حوادث روزنامهها که از نظر قضات و قانونگذاران تشویش اذهان عمومی تلقی نمیشود. اما در واقع تشویش اذهان عمومی است و متأسفانه خواننده بسیار دارد.
سؤال: آیا چاپ صفحات حوادث که اعصاب و روان خوانندگان را جریحهدار میکند و تصویر کشتارها و تجاوزات در رسانههای صوتی تصویری تنویر افکار عمومی تلقی میشوند یا تشویش اذهان عمومی؟
قانون مطبوعات در فصل دوم با عنوان «رسالت مطبوعات» در ماده ۲ بند الف آورده است: «رسالتی که مطبوعات در نظام جمهوری اسلامی بر عهده دارد، عبارت است از:
الف- روشن ساختن افکار عمومی و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم در یک یا چند زمینه مورد اشاره در ماده ۱٫٫٫» (ادامه…)
- دوشنبه ۲ آذر ۱۳۹۴
- سرمقاله