سرمقاله محمد عسلی ۱۰ تیر ۱۴۰۰
فسادمحوری

مسجد، بازار، حمام و مدرسه، ترکیبی از ساخت و سازهای گذشته را در کنار هم و در اکثر کلانشهرهای کشور داریم که بعضا با تغییراتی در تعمیرات مدتهاست مکان هایی برای گردشگری و نمایشی از معماری های سنتی اند.
فلسفه وجودی این چهار مکان در کنار یکدیگر یادآور ایمان به خدا، حلال خوری و پاکدستی، پاکیزگی، کسب دانش و آشنایی با فقه اسلامی است زیرا بازاریان و کسبه درسی به نام مکاسب را نزد علما فرا می گرفتند تا از احتکار، کم فروشی و گرانفروشی و تقلب پرهیز کنند.
بازاریان نماز سر وقتشان فراموش نمی شد و مسجد پیوسته ارتباط آنها را نه فقط در نماز بلکه در شناسایی مستمندان و کمک و یاری به آنها را شاهد بود. باور به پاکیزگی حمام های عمومی را رونق می داد و بی نمازان در جامعه اسلامی جایگاهی نداشتند. (ادامه…)

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۹ تیر ۱۴۰۰
همه چیز به مردم ختم می شود !

روند رو به رشد گرانی پس از انتخابات و دورنمای غیر قابل پیش بینی آینده ی پیش رو ، زنگ رونمایی از کلاف های درهم تنیده ی بحران های سریالی را به صدا درآورده و امید به مهار دستوری و بخشنامه ای نابسامانی ها را در این آشفته بازار، کمرنگ نموده به طوری که اهل اطلاع می دانند معجزه ای در کارنخواهد بود ، چرا که معجزه را در تحولات اجتماعی مردم رقم می زنند ؛ اما ناامیدی از وقوع معجزه به این معنا نیست که مردم برای مواجهه با آشفتگی های اقتصادی دست و پا بسته باشند. خواهید گفت : چگونه ؟ پاسخ آن این است که مردم می توانند به صورت خزنده صرفا با اکتفا کردن به خرید اقلام ضروری و حذف سایر کالاهای مناسبتی و تشریفاتی از سبد خرید و در پیش گرفتن گونه ای اقتصاد ریاضتی هدفمند کوتاه مدت و نه کشدار ، ظرف چند ماه ضمن وارد کردن شوک به بازار که بازتاب گسترده ای خواهد داشت ، گردانندگان کشور را به اتخاذ تصمیمات بزرگ برای ایجاد تغییر سیاست هایی که چنین نتایج تلخی به دنبال داشته ، متقاعد سازند . (ادامه…)

سرمقاله محمد عسلی ۸ تیر ۱۴۰۰
چشم ها را بگشائیم

دست واسطه ها را قطع می کنیم، ارزش پول ملی را بالا می بریم. یارانه های نقدی را ده برابر می کنیم. به هر زن خانه دار حقوق می دهیم. نرخ ارزاق عمومی را کاهش می دهیم و نهایتاً اقتصاد را سر و سامان می دهیم.
این سخنان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری بود که هنوز آهنگ زبان و بیان آنها در رسانه های ملی و در ذهن مردم تداعی می شود.
اما امروز با گذشت حدود دو هفته شاهدیم که دامداران شیرها را در خیابان رها می کنند و می گویند: وقتی هر کیلو علوفه گاوی پنج هزار تومان است چگونه می توان یک کیلو شیر را به شش هزار تومان فروخت آن هم هنوز دولت این نرخ را رسماً نپذیرفته است. از آن طرف کارگران نفتی و پتروشیمی بعضی کارخانجات بخش دولتی به خیابانها آمده و تقاضای بازگرداندن اشل قبلی حقوق خود را دارند.
افزایش هر میزان حقوق و دستمزد علاوه بر بالا رفتن تورم و نقدینگی، گرانی چند برابری اجناس و کالاها را به دنبال دارد و ارزش پول ملی را در سراشیبی سقوط قرار می دهد.
در واقع یک یا چند دور باطل را در طول مدت ۴۰ سال تجربه کرده ایم. (ادامه…)