سرمقاله
محمد عسلی
آسیب‏شناسی کودتای نافرجام ترکیه
وقتی در ۳۱ ژوئن ۲۰۰۹ اردوغان در کنفرانس داووس خطاب به شیمون پرز گفت: شما کودک کش هستید و کنفرانس مجمع جهانی «داووس» را به عنوان اعتراض ترک کرد. سیاست خارجی آمریکا با یک چرخش بی‏نشان، زنگ‏های خطر را به صدا درآورد و صهیونیست‏ها از همان زمان نظرشان نسبت به عملکرد حزب اعتدال و توسعه که توانسته بود نوعی حکومت مردم‏سالاری دینی را با تلفیقی از باورهای اسلامی سنتی، مدرنیته و سکولاریسم تضعیف شده سفارشی آتاتورک در ترکیه به وجود آورد، تغییر کرد و آمریکا با حمایت از فتح‏الله گولن که خود را یکی از مؤسسین حزب اعتدال و توسعه در ترکیه می‏دانست و با عملکرد اردوغان به مخالفت برخاسته بود سعی در دو قطبی کردن جامعه ترکیه نمود و تا حدود زیادی هم موفق شد. به گونه‏ای که بسیاری از ژنرال‏های ذی‏نفوذ ارتش ترکیه و قضات عالیرتبه دستگاه‏های قضایی پیدا و پنهان سر از مخالفت با اردوغان در آوردند. زیرا فتح‏الله گولن به گفته خود هم با نهضت انقلاب شیعی در ایران مخالف بود و هم با تندروی‏های سلفی و تکفیری عربستان اما اردوغان با الهام از انقلاب اسلامی ایران سعی بر آن داشت به منظور پیشگیری از یک انقلاب اسلامی تمام‏عیار در ترکیه که زمینه‏های آن فراهم شده بود کج‏دار و مریز اهداف سیاسی و اقتصادی خود را با لعابی از رویکردهای ملی – مذهبی پیش برد.
وقتی جنبش کشورهای عربی سوریه، عراق، بحرین، لیبی، تونس و مصر با دخالت آمریکا و کشورهای اروپایی از جمله انگلیس و فرانسه به انحراف رفت و عقیم ماند و همه تلاش کردند با جنگ‏های داخلی و برادرکشی مسیر وحدت اسلامی را به انحراف بکشند اردوغان هم ندانسته در چاه ویل آمریکا گرفتار شد و به عنوان یکی از شرکای آمریکا در ناتو با حمایت از گروه تروریستی داعش به مخالفت با بشار اسد پرداخت و در جهت حمایت از مخالفان حکومت قانونی سوریه حرکت کرد. (ادامه…)