یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
حاشیه کلانشهر شیراز یا کمربند زلزله خیز
چند روز پیش به دنبال بالا گرفتن مشاجره لفظی دو نوجوان در شهرک رضوان دو خانواده با یکدیگر درگیر شدند که نهایتاً کار به اسلحه کشی و تیراندازی کشید و ۲ نفر کشته و ۱۱ نفر نیز زخمی شدند و از طریق اورژانس به بیمارستان منتقل شدند. چند ماه پیش نیز مشابه چنین ماجرایی را در حاشیه کلانشهر شیراز شاهد بودیم. طبیعی است در مناطقی که مبادله ی مواد مخدر امری پیش پا افتاده و ملموس است وجود سلاح های سرد و گرم سبک چندان غیرمترقبه و شگفت انگیز نیست. اگر بخواهیم اتفاقات هنجارشکنانه که در کلانشهر شیراز اتفاق می افتد را روی نقشه ی این شهر نقطه گذاری کنیم، تراکم و تنوع نقطه گذاری ها را در حاشیه شیراز خواهیم دید، ضمن این که خاستگاه بسیاری از بزه کاران که در نقاط مرکزی و برخوردار شهر شیراز مبادرت به هنجار شکنی می کنند نیز حاشیه ی این کلانشهر است.
قبل از هر چیز باید اذعان داشت که حاشیه نشینی در ایران از زمان شتاب گرفتن مهاجرت روستائیان به شهر بیش از پیش رواج یافت تا پیش از آن شاغلان به پیشه هایی که پرداختن به آنها نیاز به فضای باز و رها شده ای داشت در اینگونه مناطق سکونت می گزیدند. سفالگران، شیشه گرها، دباغ ها و شاغلان درکشتارگاه ها و کناس ها و آجرپزها از جمله افرادی بودند که حاشیه ی شهرها را برای استقرار وسایل و اسباب کار خود مناسب تر می دیدند و از گذشته های دور نیزهنجار شکنان برای دور بودن از چشم مأموران قانون به دلیل بازبودن مسیرهای گوناگون فرار در صورت تعقیب و گریز، در حاشیه ی شهرها و خرابه ها بیتوته می کردند.
ظرف چند دهه ی گذشته حاشیه نشینی پیرامون کلانشهرها خصوصا شیراز با رخدادهای اجتناب ناپذیری نظیر جنگ، مهاجران افغانی، مهاجرت ناشی از خشکسالی، تجارت سیاه با محوریت دپو و توزیع مواد مخدرطبیعی و صنعتی، شکل گیری کانون های تجمع کودکان کار و زنان و مردان متکدی و آسیب پذیر گره خورده و به گستردگی و عمق حاشیه نشینی افزوده است به طوری که شاهد حاکمیت امنیت یکدستی در طول شبانه روز در برخی نقاط حاشیه ای شهر و حتی بافت تاریخی و قدیم شیراز نیستیم. (ادامه…)