سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
آسیب‌زایی اقتصاد دولتی
از قول رئیس قوه قضایی کشور نقل شده بود که ۸۰ درصد اقتصاد ایران دولتی است. اگر چنین باشد که هست بنابراین در خیلی از موارد که ما با اختلاس و فساد و رانت و زد و بندهای سریالی مواجه هستیم در واقع باید بابت این تخلفات و هچنین گرانفروشی، احتکار، کم‌فروشی، کیفیت پایین کالاهای تولیدی، خروج ارز از کشور و بسیاری از نابسامانی های رایج در داد و ستدها از کسی شکایت کنیم که خودش مسئول رسیدگی به شکایات است. نه تنها در مقوله‌ی اقتصاد بلکه در بسیاری از موضوعات دیگر نیز، درهم تنیدگی مسئولیت‌ها و حضور افراد محدود در دایره‌ی بسته‌ی قدرت، شرایطی را به وجود آورده که گاهی سررشته‌ی یک اقدام خلاف قانون در جریان پیگیری‌ها گم می‌شود. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
سرهم بندی چرندیات
سیاست از جنس قدرت است و به همین دلیل خاصیت جذب و به خدمت‌گیری همه چیز را دارد مثل آب که در همه جا نفوذ می‌کند و بالا و پایین می‌رود اما تأثیر آن بر همه چیز یکسان نیست. گاه به درون خاک می‌رود و دانه‌ای را می‌رویاند و گاه با آهن درمی‌آمیزد و آن را می‌پوساند به طور کلی برخی چیزها پس از درآمیختن با سیاست و گره خوردن با آن به فنا می‌روند و برخی چیزها اوج می‌گیرند اما معمولاً اینگونه است که در تعاملاتی از این دست، چیزی که نیازمند سیاست باشد اوج می‌گیرد و چیزی که سیاست نیازمند آن باشد به فنا می‌رود. آنقدر که یک طرح ملی یا بزرگراه و کارخانه و پروژه انبوه‌سازی مسکن نیازمند نظر مساعد سیاستمداران است، فرهنگ محتاج نیست بلکه این سیاست است که نیازمند فرهنگ است زیرا به هنرمندانی احتیاج دارد که با خلق آثار تأثیرگذار و برانگیزاننده و یا بازدارنده به کمک بیایند و پیام‌ها و بخشنامه‌های خشک و خشن سیاسی را پس از تلطیف و تعدیل و تبدیل آن به سرود و ترانه و خط و نقاشی و نمایش و مجسمه و فیلم و شعر در ذهن و روح مردم جا بیندازند؛ البته هنرمند تا آنجایی که مطیع چشم و گوش بسته‌ای نباشد و به هنرفروشی روی نیاورد، تهدید نمی‌شود اما همین که ناگزیر شد در چارچوبی معین و با اهدافی خاص راهی را بپیماید تا نانش آجر نشود، به فنا می‌رود چون راه سیاست صاف و اتوبان نیست و پر از پیچ و خم و فراز و نشیب و گذرگاه‌های تنگ و باریک است و گاه چرخش‌هایی ۱۸۰ درجه‌ای دارد که هنر آن را برنمی‌تابد. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
رابطه توسعه سیاسی و عمرانی و نیازهای انسانی
بر اساس یافته‌های تاریخی و آثار به جای مانده از انسان‌ها در دوره‌های مختلف تاریخی تمدن‌های آغازین نخست در کنار رودها بنا شده‌اند. نهرها و رودخانه‌هایی که نیاز انسان‌ها را برای دسترسی به آب آسان می‌کردند. تمدن‌های کهن، از جمله تمدن مصر، هند، ایران، چین، بین‌النهرین و بابل و … همه در کنار و یا در نزدیکی رودهای بزرگ بنا شده‌اند.
پس آب نیاز اولیه انسان‌ها و هر موجود زنده دیگر است و از آب، نان حاصل می‌شود. بهداشت و ساخت و ساز پدید می‌آید و هوا برای نفس کشیدن و ابر و باران برای امید بستن به آسمان و زمین.
و اما بعد:
وقتی با نیروی برق آب از اعماق زمین به داخل لوله‌ها سرازیر شد و دورترین نقاط در هر خانه و مأوایی به یک چشمه همیشه جوشان تبدیل گشت با خود نیازهای دیگر را رفته رفته ایجاد نمود تا روستاها به راه صاف و مهندسی دسترسی داشته باشند و برق خانه‌های آنان را روشن کند و چون برق می‌تواند یخچال و تلویزیون و گیرنده‌های پیام‌ها را راه‌اندازی کند گذشته از شهرها، روستاها هم نیاز خود را در آن می‌بینند که در پشت‌بام خانه‌هایشان آنتن ماهواره و تلویزیون نصب کنند و روی فرش‌های ماشینی که ارزان‌تر است بنشینند و از ظروف پلاستیکی استفاده کنند و به نوعی زندگی شهرنشینی را در روستاها تجربه کنند.
پس به هر میزان که توسعه اقتصادی و عمرانی اتفاق بیافتد و رشد داشته باشد به همان نسبت نیازها افزون می‌شود و سطح توقعات و خواسته‌ها بالا می‌رود. (ادامه…)