سرمقاله
محمد عسلی
تعامل سازنده با جهان چرا و چگونه؟
فهم ما از جهان امروز نسبت به ۵۰ سال قبل نسبت ده به صد است. یعنی اگر هر اتفاق زشت و زیبا و یا خوب و بدی در کوچکترین نقطه‌ی دنیا روی دهد تمامی کسانی که حداقل یک گوشی تلفن همراه در اختیار دارند از آن مطلع می‌شوند. این اطلاعات لحظه‌ای با روح، احساس و جسم ما رابطه برقرار می‌کند و چه بخواهیم، چه نخواهیم تحت تأثیر قرار می‌گیریم. این تأثیرات گاه به گونه‌ای است که در زندگی فردی و جمعی ما ورود پیدا می‌کند! گاه به لحاظ اقتصادی، زمانی به علت تأثیرات فرهنگی و وقتی هم از تحولات سیاسی و نظامی آن سود می‌بریم و یا ضرر می‌کنیم.
به عنوان مثال وقتی زلزله، آتشفشان، سیل و حوادثی از این قبیل که معمولاً جزو حوادث طبیعی منظور می‌شوند موجب آوارگی، جان‌باختگی و بی‌خانمانی افراد می‌شود از خود سؤال نمی‌کنیم چه دین و مذهبی دارند و یا متعلق به کدام کشورند. بی‌شک بخشی از غم‌ها و ناراحتی‌های تحمیل شده به انسان‌ها بر فکر و جسم ما هم آوار می‌شود. از این رو است که کمک‌های ملت‌ها و دولت‌ها برای جبران بخشی از خسارت‌ها به سوی کشورهای مصیبت‌دیده سرازیر می‌شوند. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
مشکلاتی که در صف ایستاده‌اند
هر نسلی ویژگی‌های خاص خودش را دارد. اصولاً ناهمخوانی نسل‌ها و نشانه‌هایی که از دگرگونی سبک زندگی حکایت دارد نباید ما را به این نتیجه برساند که آینده‌ی کودکان و نوجوانان فعلی تاریک است. این بچه‌ها فرزندان زمانه‌ی خودشان هستند. تغییر دل‌مشغولی‌ها، دغدغه‌ها، بازی‌ها و تفریحات، نوع مناسبات اجتماعی و تعاملات جنسی، افت و خیز در دلبستگی یا گریز از تحصیلات دانشگاهی، بلوغ پیش‌رس و در عین حال افزایش سن ازدواج، بی‌رغبتی به فرزندآوری، میل به تنوع، مصرف‌گرایی، راحت‌طلبی، به هم ریختگی ساعات خواب و بیداری، طرح مطالبات گوناگون و … از جمله شاخصه‌هایی است که نسل نوجوان و جوان کنونی را از بزرگترها متمایز می‌کند. برخی از پدر و مادرها انتظار دارند که نوجوانان و جوانان با تأسی از بزرگترها به کمترین‌ها قانع باشند. کار و فعالیت را جدی بگیرند و همواره گوشی آماده‌ی شنیدن برای پند و اندرزها داشته باشند و در چارچوب‌هایی که برای آنها تعیین می‌شود رفتار کنند اما واقعیت چیز دیگری است. در حال حاضر جامعه‌ی ما با سلیقه‌ی اقلیتی سنتی و دلبسته به نمودها و نمادهایی که بعضاً کمترین زمینه‌ای برای بروز و ظهور آن مهیا نیست اداره می‌شود که اگر غیر از این بود شاهد همراهی و هم‌افزایی تمامی طیف‌های اجتماعی با طرح‌ها و برنامه‌های بعضاً پرهزینه نبودیم. آیا تاکنون از خود پرسیده‌ایم که چرا هزینه‌ی پیام‌رسانی و تبلیغات برقراری ارتباط و تشکیل اجتماعات نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشته و بازخورد آن نیز به اندازه‌ای پایین است که با هزینه‌ها تناسبی ندارد؟ یکی از نشانه‌های ناهمخوانی طرح‌ها و برنامه‌ها با روحیات مردم، ایجاد تغییرات فصلی و موسمی در آنهاست دقیقاً مثل قوانین اقتصادی که هنوز مرکب یکی خشک نشده قانون دیگری تصویب می‌شود. این همه تغییرات چه معنایی دارد جز اینکه ما راه را گم کرده‌ایم و در کمال بی‌اعتنایی به اشتباهات متوالی می‌گوییم با تغییری کوچک همه چیز درست می‌شود اما همین که عده‌ای با رصد آمار و ارقام، به عدم نتیجه‌بخشی برنامه‌ها پی می‌برند به سراغ برنامه‌های جدید می‌روند و روز از نو روزی از نو … (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
جناب مدیرکل دارائی لطفاً بخوانید
چه کسانی مالیات نمی پردازند؟
صبح زود که قرار شد آش سبزی بخرم، گاز ماشین را گرفتم و چون پرنده ای سبکبال از کوچه به داخل خیابان سرازیر شدم. شاید پنج دقیقه طول نکشید که خود را به یک صف ۵۰ نفری رساندم پنج دقیقه دیگر ۲۰ نفر پشت سرم در صف بودند ۱۲ دقیقه بعد نوبت من شد. در مقابلم آش سبزی، حلیم، سمنو، آش کشک، حلیم بادمجان، حلوای زرد، پیاز داغ و… با قیمت-های کذایی در نمایش بودند. پول یا کارت چندان فرقی نمی کند. نقداً دریافت می شود.
در یک محاسبه سرانگشتی با ۴ دیگ بزرگ که در شبانه روز سه بار پر و خالی می شوند روزانه ۳۰۰۰ کیلو آش ناقابل به فروش می رسد در انواع مختلف که اگر متوسط هر کیلو هفت هزار تومان باشد فروش روزانه یک مغازه آشپزی بیست و یک میلیون تومان است یعنی ماهی ۵۲۵/۰۰۰/۰۰۰ تومان.
*** (ادامه…)