سرمقاله
اسماعیل عسلی
پرسشی سهل و ممتنع
برخی از کارگزاران آرمانگرا عمده همت خود را صرف اثبات سازگاری جمهوریت با اسلامی بودن می کنند و برخی از افراد نیز تمامی توانشان را به کار می گیرند تا ثابت کنند تحقق جمهوری اسلامی غیرممکن است. یعنی این که پایبندی به اسلام و متعهد بودن به قواعد جمهوریت و مردم سالاری با یکدیگر سازگاری ندارند و اینگونه استدلال می کنند که جمهوریت یعنی خواست مردم، حال اگر خواست مردم با قوانین اسلامی همخوانی نداشته باشد یا باید جمهوریت را کنار گذاشت و یا اسلامیت را و معلوم است که جمهوریت در این میان قربانی خواهد شد! چنین استدلالی مخصوص کسانی است که جمهوریت ستیز هستند. اینها میراث خوار همان کسانی هستند که با اعلام جمهوریت در اواخر عهد قاجار نیز مخالفت کردند و شد آنچه نباید بشود! در حالی که موافقان عملی بودن جمهوری اسلامی می گویند از آنجایی که اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان مجلس مسلمان هستند و نظارت شورای نگهبان بر مصوبه ها نیز امری پذیرفته شده محسوب می شود و مجریان امر نیز مسلمان هستند بنابراین تحقق جمهوری اسلامی با همه ی دشواری اش امکان پذیر است. ناگفته پیداست که بحث هایی از این جنس معمولاً در خانواده ها و مکان های عمومی درنمی گیرد و مخصوص محافل علمی و دانشگاهی و حوزوی است. چرا که هم ظرفیت رد و بدل کردن چنین سخنانی وجود دارد و هم طرفین مباحثه از اهلیت لازم برای موافقت و مخالفت برخوردارند، هر چند شعله های سرکش چنین مباحثی گاه دامن مجریان و قانونگذاران را نیز می گیرد. هر چه هست ترکیب جمهوری اسلامی برای برخی از اندیشمندان حوزه های دینی و سیاسی و اجتماعی چالش برانگیز است. عده ای از ترس این که عدم پایبندی به ارزش های دینی توسط افرادی که معصوم نیستند در کوران اجرایی شدن قوانین به اسلام لطمه وارد کند ترجیح می دهند که نام اسلام در میان نباشد تا دین لطمه نخورد. شخصی را سراغ داشتم که عاقبت به خیر شد و مرد. وی گاهی اوقات زار زار گریه می کرد و می گفت دلم برای اسلام می سوزد. کسانی نظیر وی از عملکرد مجریان هراس دارند و می گویند خوف آن است که عملکرد متولیان امر در جمهوری اسلامی به دلیل این که دانش و توانایی آنها نسبی است به اسلام که دینی کامل و بی عیب و نقص است لطمه وارد کند و همان اتفاقی که در اروپای قرون وسطی رخ داد و موجب دین گریزی مردم شد و از دل هرج و مرج طلبی های فکری هزاران مکتب مادی سربرکرد در عصر ارتباطات نیز با پیامدهای زیانبارتر تکرار شود. البته عده ای تکلیف گرا شدیداً با چنین دیدگاهی مخالفند و بر این باور هستند که ما به تکلیف عمل می کنیم و به نتیجه ی آن کار نداریم! (ادامه…)
- چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
انتخابات ریاست جمهوری و ناگفته¬هایی که دستمایه تبلیغات شده است
سه نامزد از ۶ نامزد ریاست جمهوری در جدال برای کسب آرای بیشتر هر چه به ذهنشان می¬رسد برای تحریک احساسات و جلب قلوب مردم بر زبان می¬آورند؛ که تقریباً بسیاری از گفته¬ها با واقعیت¬ها همخوانی ندارند، اما اینکه چگونه و با چه نیروی انسانی و توان مالی می¬توان در رفع معضلات و مشکلات مطرح شده که همگی قول آن را به مردم می¬دهند اقدام کرد و به موفقیت رسید جای تردید و بحث فراوان دارد.
هم¬اینک همه ۶ نامزد ریاست جمهوری انگشت بر روی فقر و مسایل مالی گذاشته¬اند که یک واقعیت غیرقابل انکار است. و هر کدام وعده وعیدهایی می¬دهند و نمایشی از فقر و نداری بیچارگان و مساکین را در شبکه¬های رادیو تلویزیونی و فضاهای مجازی راه انداخته¬اند.
یکی عنوان می¬کند که یارانه¬ها را تا سقف ۵ برابر افزایش می¬دهد و همزمان تورم را مهار کرده و کاهش می¬دهد که در واقع دو عمل متضاد است و همان رئیس جمهوری که بنای یارانه را گذاشت مملکت را گرفتار تورم و افزایش قیمت¬ها از جمله بهای فرآورده¬های نفتی کرد که برای جبران کمبود نقدینگی با ۴ برابر کردن نرخ دلار در برابر پول ملی به فروش دلارهای نفتی روی آورد و همه¬ی کالاها و اجناس را تا سقف ۴ یا ۵ برابر افزایش داد که شرح آن در حوصله این نوشتار نیست.
دیگری حرف از سازندگی و ایجاد اشتغال تا سقف پنج میلیون می¬زند بدون آنکه بگوید این اقدام با چه میزان سرمایه در چه زمانی؛ با چه کسانی و چگونه تحقق می¬یابد.
دیگری از کارهای انجام شده و فعالیت¬هایی سخن به میان می¬آورد که با واقعیت¬ها چندان همخوانی ندارد هر چند بسیاری از آنها نیازهای کشور بوده اما در رونق بازار و کسب و کار تأثیر که نداشته به جای خود، رکود و توقف هم ایجاد کرده است.
سه نامزد دیگر هم کم و بیش بیشتر به تحلیل و تفسیر وقایع و پاسخ به گفته¬ها و ناگفته¬ها پرداخته¬اند.
و اما بعد: (ادامه…)
- سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶
- سرمقاله
سرمقاله
اسماعیل عسلی
خلاصه ی کلام
رصد روزنامه ها و تشکل های وابسته به ستادهای تبلیغاتی نامزدهای ریاست جمهوری پیرامون رویدادها و حوادث غیرمترقبه و مناسبت ها به منظور بهره برداری از آنها در جهت به زاویه کشانیدن رقبا و تخطئه ی عملکرد نامزدها نشان می دهد که نامزدها از پیروزی خود در انتخابات نه تنها مطمئن نیستند بلکه احساس عقب افتادگی عجیبی به آنها دست داده است. تمرکز شعارها روی مسایل اقتصادی اگرچه از یک منظر می تواند نشان دهنده ی واقع بینی نامزدها باشد اما از منظری دیگر گونه ای موج سواری و به منزله ی تیری در تاریکی است و افق روشنی را به تصویر نمی کشد.
چنین رفتاری با مردمی که نزدیک به ۱۴ قرن منتظر منجی وعده داده شده هستند گونه ای الگو برداری از رفتارهای تکرار شده در بازه های گوناگون تاریخی است تا عده ای از این رهگذر به نوایی برسند!
جالب اینجاست که در فضایی متفاوت با فضای انتخابات اگر کسی همین حرف هایی را که نامزدهای ریاست جمهوری در مناظره مطرح می کردند بر زبان می آورد، سیاه نمایی تلقی می شد اما چون قرار است عده ای نقش منجی را برای مردم ایفا کنند و از آنها رای بگیرند ظاهراً منعی برای مطرح کردن چنین سخنانی وجود ندارد. کسی که مناظره های اخیر را با دقت دنبال کرده باشد از زبان کسانی که از فیلتر شورای نگهبان عبور کرده اند و سال ها پیشینه ی فعالیت انقلابی و اجرایی داشته اند می شنود که اقتصاد کشور در تنگنای خرد کننده ای قرار گرفته و تقریباً تعطیل است، آزادی بیان وجود ندارد، عده ای عزیز کرده و متصل به جریان ده هزار فامیل یا همان ۴ درصد قدرت های قانونی را به حاشیه رانده اند، حقوق اقلیت ها رعایت نمی شود، توانایی زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی باور نشده و مورد اعتنای جدی نیستند. بانک ها به مرز ورشکستگی رسیده اند، ارتباط مالی ایران کماکان با جهان خصوصاً کشورهای توسعه یافته دنیا قطع شده، عده ای به دنبال انحصارطلبی و بلوکه کردن قدرت هستند و از همه گونه حمایت های قابل تصور برخوردارند، رانت و بهره گیری از پشتیبان های متصل به بازیگران فعال در دایره ی قدرت منجر به ایجاد فاصله و شکاف طبقاتی گردیده و به نارضایتی توده های میلیونی انجامیده است. از اسلام و ارزش های اسلامی که هزاران شهید به خاطر آن داده شده خبری نیست، آبشخور جریان های مافیایی فعال در عرصه ی قاچاق کالا و ملتهب ساختن بازار ارز را باید در برخی از نهادهای انقلابی، وزارتخانه ها و کانون های موج آفرین سیاسی جستجو کرد. اقلیتی که خون مردم را در شیشه کرده و تعزیه گردان مصیبت های اقتصادی بوده و بحران های اجتماعی را دامن می زنند در واقع همان کسانی هستند که قدرت را در دست دارند. عده ای تندرو که احساس می کنند ارتباط فراگیر ایران با جهان از طریق دیپلماسی به نفع آنها نیست به انحای گوناگون و با تحریک طرف های خارجی و اقدامات ایذایی تلاش می کنند کماکان دولت را در انزوا نگه دارند. (ادامه…)
- دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۶
- سرمقاله