یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
شیراز، شهر پاک
پتانسیل های گوناگون موجود در شهر شیراز زمینه ساز عناوین گوناگونی است که در ترسیم دورنمای این شهر مورد استفاده قرار می گیرد. از مقصدی مناسب برای گردشگری گرفته تا قطب پزشکی و توریسم درمانی، قطب علمی و دانشگاهی و قطب زیارتی و گردشگری مذهبی و همچنین قطب الکترونیک و نهایتاً اکوتوریسم و مکانی مناسب برای طبیعت گردی که البته تحقق همزمان تمامی این دورنماها نیز مغایرتی با ظرفیت ها و هویت چند صد ساله ی این شهر ندارد، اما آنچه در این میان حائز اهمیت است برخورداری از ویژگی خاصی است که به عنوان نیازی مشترک، شیراز را مهیای پذیرش چنین عناوینی می کند. این ویژگی معنادار هوای پاک مناسب است. خوشبختانه شیراز در میان کلان شهرهای کشور از این نظر جایگاه خوبی دارد و کمتر اتفاق می افتد که همزمان با رخداد پدیده وارونگی هوا در زمستان، نام شیراز در کنار تهران و کرج و اصفهان و اراک و قزوین قرار گیرد و به عنوان شهری که آلودگی آن به حد هشدار و اضطرار رسیده از آن یاد شود. ولی با توجه به آرزوهای شیرینی که شهرداری شیراز، میراث فرهنگی، اوقاف و متولیان بقاع متبرکه، کانون های علمی و دانشگاهی و پزشکی و نهایتاً مدیران ارشد استان برای این شهر در سر می پرورانند، باید در آینده ای نه چندان دور شاهد بهبود شاخص های مربوط به میزان آلودگی شهر در همین حد نیز باشیم به طوری که بر مبنای آن بتوان از آن به عنوان یک ویژگی منحصر به فرد برای شیراز نام برد. بدون اغراق اگر میزان فعلی آلودگی هوای شیراز به میزان ۵۰ درصد بهبود یابد، که دور از دسترس نیست، به راحتی می توان عقب ماندگی شیراز نسبت به استان های همجوار در تبلیغات برای جذب گردشگر را جبران کرد و آن را به یک برند توریستی تبدیل نمود. (ادامه…)
- چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۵
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
یار دبستانی فراموش شده
آسمان روشن و پرستاره بود اما اتاقها خاموش و تاریکیها به نور شمعی گاه کورسو آدمی را به دنبال نور میکشاند تا در کنار سوز هیمهها اندیشه کند که چگونه میتوان نور را افزایش داد و تاریکیها را از اطراف زدود.
ادیسونها ظهور کردند، گالیلهها مجازات شدند، بوعلیها از ترس شاهان ستمگر به چاه پناه بردند اما اندیشهها زندانی نشدند و به چنگ ستمگران درنیامدند. برق آمد و در زوایای زمینی که میزبان آدمهاست جریان پیدا کرد، مثل جریان خون در رگها، آسمانها فتح شد و بشر توانست کره ماه را زیر پای خود لمس کند و دیگر هیچ زیبارویی را به ماه تشبیه نکند تا از خیال به واقعیت و از واقعیت به حقیقت پی برد.
و چنین شد که امروز جهان تاریک دیروز را کمتر کسی به یاد میآورد که این نور از کتاب ساطع شد همانکه خداوند در قرآن وسیلهاش را قلم قلمداد کرد و به آن قسم یاد نمود.
اینک آن یار دبستانی که اولین واژه آب و بابا را به زبانمان گذاشت در پیچ و خم فضاهای مجازی سرگردان، مکان و مجالی میجوید و همدلی نمییابد.
کلمات که دستاورد کتاب بودهاند محرک گردش قلم چونان کف روی آب در اذهان به پیوندی نامیمون تن داده و دانشها از عمق به سطح رسیدهاند تا در روزگار آهن و فولاد با پشتوانه گلین در رهگذار حادثه بایستند و همه چیز رنگ تعلق و ریا به خود بگیرد در زمانه آسانطلبی و دشوار زیستی چرا که آسمان روشن نیست و ستارهها مجال نورافشانی نمیبینند در پشت سد دود که از دل زمین و نفسهای تنگی که به شماره افتادهاند و عشقهای مجازی که بر توسن هوسها سوار و هیچ از امید و فردا را هجی میکنند در کشتارگاههای ازمابهتران که کتابها را بیشتر از ما مطالعه میکنند و ادعاها را بیش و بیشتر از سلسلههای پادشاهی ما بر بال بمبها میبندند و به طرفهالعینی از راه دور سفیر شلیک شدهاند این پرندههای آهنین بدون سرنشین.
و ما محکومیم که فراموش کردهایم چشم بگشاییم بر حقیقت واژههایی که کتاب پیامآور آنهاست و ما را از سطح به عمق میبرد تا چون جوجههای شکاری دستآموز صیادان و خانهزاد قفسها نشویم.
و اما بعد: (ادامه…)
- سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۵
- سرمقاله
یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
تأثیر مطالعه بر سبک زندگی
نهادینه شدن برخی رفتارها روی سبک زندگی تأثیر بسزایی دارد به گونهای که راهی فراخور ارزشهای نهفته در خود را پیش پای انسان قرار میدهد. دلبستگی به کتاب را باید رفتاری فرهنگساز و سبک آفرین در زندگی به شمار آورد. کسی که اهل مطالعه باشد مخاطب نویسندگان و متفکران و شاعران و دانشمندان است و دایما با آنها ارتباط دارد و از آنها الگو میگیرد. پاتوق و قرارگاه بیرونی او معمولاً کتابخانه، کتابفروشی، پژوهشکده، سالن سخنرانی، سالن تئاتر و سینما، نمایشگاههای مرتبط با دانش و هنر و صنعت است. دوستان او نیز کسانی هستند که با او اشتراک نظر دارند و دغدغههای مشترکی را دنبال میکنند. کسی که اهل مطالعه باشد در تفریح و گشت و گذار و سیر و سیاحت نیز به دنبال افزودن بر ذخایر ذهنی و دانش خود است. از این رو در سفر نیز همواره به دنبال دیدن چیزهایی است که در کتابها خوانده و پاسخ پرسشهایی است که در جریان مطالعه برایش پیش آمده است کسی که اهل مطالعه باشد در مناسبات اجتماعی و محاورات روزمره تلاش میکند که با اطرافیان خود اعم از اعضای خانواده، همسایگان، خویشاوندان، همشهریان، همکلاسیها، هم سن و سالها، هموطنان و تمامی انسانها رابطهای منطقی برقرار کند و هر جا که احساس کرد باید از خود دفاع کند پیش از هر چیز از گفتگو و منطق کمک میگیرد زیرا در جریان مطالعه به این حقیقت غیرقابل انکار پی برده است که گفتگو و مصالحه هزینهی دستیابی به اهداف گوناگون در تعامل با دیگران را کاهش میدهد.
کسی که اهل مطالعه باشد خود به خود زمینهی بهرهمندیاش از تجربیات ارزشمند نویسندگان و دانشمندان فراهم میشود و چه بسا با سن و سال پایین رفتاری مشابه یک انسان دنیا دیده داشته باشد لذا این شانس و اقبال را دارد که از اشتباهی که دیگران مرتکب شده و تاوانش را هم دادهاند عبرت بگیرد و کیفیت عمر خود را بالا ببرد. (ادامه…)
- دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۵
- سرمقاله