سرمقاله
محمد عسلی
جاذبه و دافعه امام خمینی
بی¬شک از میان رهبران انقلابی جهان کمتر کسی را می¬توان یافت که در حد امام خمینی دارای جاذبه و دافعه باشد.
دافعه¬ای که در مقاطع مختلف تاریخی ترس بر دل تمامی کسانی انداخت که از سلطنت و نظام شاهنشاهی حمایت می¬کردند و یا شاهی که به هر ترفند نتوانست او را از اراده انقلابی¬اش باز دارد حتی با دستگیری و تبعید.
امام خمینی حتی با نزدیکان و همراهان انقلابی¬اش هم سر سازش و تعارف نداشت و کمتر کسی می¬توانست به چشمان نافذش نگاه کند.
وقتی حرفی می¬زد و یا سخنی می¬گفت؛ پای حرف خود می¬ایستاد و تا آخر کوتاه نمی¬آمد. این نشانه¬ای از باور، اعتماد به نفس و قاطعیت انقلابی او بود که علیرغم تصور بعضی از صاحب نظران که پیش¬بینی می¬کردند با این روش برای پیروزی انقلاب اسلامی موفقیت حاصل نمی¬کند، انقلاب را با رهبری داهیانه و خردمندانه خود پیروز کرد.
وقتی شاپور بختیار تقاضای ملاقات کرد برای او پیام فرستاد اگر می¬خواهد با من ملاقات کند، استعفا بدهد و لاغیر.
این خواسته بختیار در شرایطی بود که تمامی نیروهای نظامی و انتظامی تحت فرمان او بودند و می¬توانست دستور دهد کودتا کنند و یا هواپیمای حامل او و همراهانش را ساقط نمایند.
امام خمینی مثل یک معلم عمل می¬کرد؛ معلمی با رسالت، قاطع و دلسوز که راضی نمی-شد برای حفظ مصالح شخصی خود و یا دوستان و همراهانش کوتاه بیاید و از راه بازگردد. (ادامه…)