سرمقاله
محمد عسلی
نه سیاه، نه سفید، خاکستری
قضاوت در خصوص عملکرد دولت نه می¬تواند صرفاً سیاه و نه می¬تواند صرفاً سفید باشد. لیوانی است که بخشی از آن پر و بخشی خالی است.
اینکه چه میزان خالی و چه میزان پر است بستگی به اعلام آمارهای درست و بدون خطای عملکردها و تحقق برنامه¬های زمانمند دارد.
و اما بعد:
کشور ما در شرایط فعلی لقمه چرب و نرمی است که نه دست دشمنان به آن می¬رسد و نه ما توانسته¬ایم به خوبی و به نسبت نیازها از آن استفاده کنیم.
گویی این لقمه در تله¬ای قرار دارد که گرگ¬ها و شغال¬های استعمارگر خارجی با نیش و دندان آن را نشانه رفته¬اند. گاهگاهی به آن نزدیک می¬شوند اما به مجرد آنکه خطر به تله افتادن را می¬بینند از آن کنار می¬کشند اما چشم از آن بر نمی¬دارند.
اگر تله برداشته شود به معنای آن است که با گرگ¬ها و شغال¬ها کنار آمده¬ایم و اگر تله بماند مدام باید لقمه را عوض کرد تا گند نزند؛ گاه در این میان سوء استفاده¬هایی لقمه¬ها را کمرنگ و نامرئی و تله¬ها را بزرگ جلوه می¬دهند و خود بخشی از طعمه¬ها را می¬ربایند و گاه آنچنان هویدا و آشکار و پر و پیمان نصب می¬کنند که از دورترها قابل رؤیت است و نه فقط گرگ¬ها را فراری می¬دهد که سرمایه¬گذاران را هم می¬ترساند.
سؤال: (ادامه…)
- جمعه ۸ دی ۹۶
- سرمقاله
سرمقاله
اسماعیل عسلی
سهمی برای توسعه ی کشور
نگاه مطلقاً سیاه و یا کاملاً سفید به برخی معضلات اجتماعی، آفت دستیابی به نتایج مطلوب است و ما متأسفانه بعضاً شاهد چنین نگاه های یک جانبه ای در تحلیل رویدادها و واقعیت های پیرامونی خود هستیم کما این که در بحث سهمیه بندی در جریان برگزاری کنکور ۹۶ و اعلام نتایج که نقل محافل دانشگاهی و آموزشی و خانواده ی داوطلبان بود، شاهد این دو نگاه کاملاً متفاوت هستیم در حالی که باید در مقام داوری انصاف را رعایت کرد. اصولاً پیشنهاد تعیین سهمیه برای دانشگاه ها زمانی مطرح شد که عده ای از داوطلبان شرکت در کنکور، حضور در جبهه برای دفاع از سرحدات کشور را در آن شرایط بحرانی به دانشگاه ترجیح دادند و بسیاری از آنها نیز الحق و والانصاف نقش مؤثری در جنگ ایفا کردند، برخی به شهادت رسیدند، برخی اسیر یا مجروح شدند و برخی نیز به درجه ی جانبازی نائل گردیدند و عده ای نیز توفیق یافتند که پس از فراغت از جنگ و یا ادای دین نسبت به کشور و مردم وارد دانشگاه شوند. بنابراین طرح این موضوع در آن زمان توجیهات منطقی خاص خودش را داشت به این معنا که کسانی که در جبهه جنگ فعالیت می کردند دیگر دغدغه ی از دست دادن فرصت برای ورود به دانشگاه را نداشتند و فاصله گرفتن آنها از درس و مطالعه پیش از کنکور نیز با سهمیه ای که برای آنها تعیین شده بود جبران می شد. هر چند اجرایی شدن این ایده روی هم سطحی علمی دانشجویان و کیفیت خروجی دانشگاه ها بی تأثیر نبود اما از آنجایی که کشور در شرایط جنگی قرار داشت و جنگ در اولویت بود، قابل دفاع به نظر می رسید. ناگفته پیداست که هر قانونی ممکن است بعدها توسط عده ای مورد سوء استفاده قرار گیرد و یا تأثیرات جنبی چنین رویکردی از جهات دیگر به تداوم آن بیانجامد کما این که در مورد تعیین سهمیه رزمندگان نیز شاهد آن بودیم هر چند اکثریت با کسانی بود که حضوری مخلصانه و داوطلبانه در جنگ داشتند.
پس از جنگ نیز این روند ادامه پیدا کرد و با راهیابی برخی از رزمندگان با سابقه به مجلس شورای اسلامی با مصوبه های دیگری تقویت شد به طوری که سهم داوطلبان برخوردار از نسبت درجه یک با خانواده ی شهدا، جانبازان، اسرا و متعاقب آن ایثارگران نیز در کنکور لحاظ شد، ضمن این که به موازات آن هسته های گزینش نیز نقش غیرقابل انکاری در تأیید صلاحیت داوطلبان برای ورود به دانشگاه ایفا می کردند که بعدها رویّه¬ ای تعدیل شده را دنبال کردند زیرا با وجود سهمیه ¬های متعدد دیگر جایی برای برخی تنگ نظری ها باقی نمی ماند! (ادامه…)
- پنج شنبه ۷ دی ۹۶
- سرمقاله
