سرمقاله
اسماعیل عسلی
گنج شایگان
ای کاش آدمی به طبیعت خویش برگردد. منظورم بازگشت به جنگل نیست. راستی چرا حیوانات دورریز ندارند و پسماند غذای آنها در چرخه ی طبیعت مصرف می شود. شیر گوزنی را شکار می کند و همراه با اهل و عیال می خورد، کفتارها هم از این خوان گسترده نصیبی دارند تا این که نوبت به لاشخورها می رسد. کرم ها و حشره ها نیز پس از لاشخورها سهم خود را جستجو می کنند و دست آخر استخوانی می ماند که اگر موریانه ها علاقه ای به آن نداشته باشند تدریجاً به طبیعت می پیوندد و بی مشتری نخواهد ماند. ولی فرزندان آدم چنین قاعده ای را به هم زده اند به طوری که روزانه چندین میلیون تن زباله در سراسر جهان تولید می شود. از این چند میلیون ها تن زباله بخشی در گودال ها و خندق های از پیش حفر شده دفن می شود تا موجب ایجاد آلودگی و بیماری و تعفن نشود. بخشی نیز پس از تفکیک به مراکز بازیافت منتقل می شود و میزان قابل توجهی از آنچه به عنوان آشغال و دورریز از مدار مصرف خارج می شود به کالاهای قابل استفاده تبدیل می گردد. در جوامع و اجتماعاتی که فرهنگ بازیافت جا نیافتاده متأسفانه شاهد انباشت زباله در کنارگذرها، رودخانه ها، باغ ها و جنگل ها، حاشیه ی جاده ها و فضاهای پیرامونی اطراف شهر هستیم که موجب تعفن و آلودگی و جولان سگ های ولگرد و حشرات ناقل بیماری و کثرت حیوانات موذی می شود. خوشبختانه شیراز به عنوان یکی از کلانشهرهای کشور با مشکل انباشت زباله به نحوی که منجر به ایجاد فضای نامطبوع و تولید بیماری باشد (ادامه…)