سرمقاله
محمد عسلی
زیبایی ای درخت!
نشسته¬ای روی صندلی زیر سایه درختی که میوه شیرین آن لذت چشیدن طعمی گوارا را به تو ارزانی داشته و اندیشه¬هایت را با مدادی که در دست داری به روی صفحات سفید کاغذ نقش می¬زنی و چون فرصت خواب فرا می¬رسد روی تخت دراز می¬کشی و چشم بر سقفی می-دوزی که تیرک¬های ضخیم چوب¬های جنگلی آن را ایمن ساخته¬اند.
صندلی، سایه، میوه، مداد، کاغذ، تخت و تیرک¬های نگهدارنده سقف خانه¬ات همه هدیه درخت است.
درخت مأمن پرندگان، تغذیه کننده حشرات، جایگاهی برای لانه¬سازی، ریشه¬هایی برای جذب آب باران و پیشگیری از هدررفت آب و سیل و نمایانگر جنگل و باغی است که زیبایی خیره کننده آن تو را به وجد می¬آورد و ذهن و زبانت را به خلاقیت واژه¬ها و تدابیری می¬برد که از آن داستان¬ها، افسانه¬ها، قصه¬ها و اشعار لطیف را به زندگی معنویت پیوند زنی و در تنهایی با کتاب¬هایی که یار و غمخوار تو هستند احساس در جمع بودن داشته باشی.
درخت از تن و شیره جانش کتاب¬هایی به تو ارزانی می¬کند که پیوند تفکر و اندیشه¬ات را با قبل و ماقبل از تاریخ و از آنچه بر سر انسان، طبیعت و خدا آمده است عملی کرده است. و تو با این همه فهم و دانایی که از نوزادی تا مراحل تکامل بعدی به دست آورده¬ای بیش از همه مدیون هدیه خداوندی که همان درخت باشد.
جلوه¬های رنگ در رنگ گل¬ها و شکوفه¬ها و دانه¬های خواب و بیداری که در رویش بهار تجلی اوج زیبایی¬ها را به تماشای تو می¬گذارند همه مدیون درختند. (ادامه…)