یادداشت
محمد عسلی
چه بنویسیم چه ننویسیم؟
بنویسیم کشوری داریم که خداوند در هر گوشهای از آن نعمتهای فراوان قرار داده و هیچ نقطهای نیست که به هر دلیل آن را بتوان بیاهمیت، فقیر و محروم تلقی کرد، زیرا اگر نتوانسته یا نخواستهایم از قابلیتهای سرزمینمان استفادههای مطلوب کنیم نقص یا فقر قسمت یا قسمتهایی از خاکی که در آن زندگی میکنیم نیست.
ننویسیم که نسبت به کشورهای اروپایی یا آمریکایی آنچنان عقبافتادهایم و آنها از نعمتهایی برخوردارند که ما از آنها محرومیم، زیرا رفاه و نعمت و ثروت نسبی است، چه بسا در ما قابلیتهایی است که در آنها نیست و بالعکس، ما آفتاب زر داریم. دریا، جنگل، نفت، مس و بسیار مواد کافی دیگر که اگر همت کنیم و برای بهرهبرداری از آنچه داریم سیستم علمی حاکم کنیم و هر کس را جای خودش بنشانیم، آنگاه از آنچه داریم و دیگران ندارند بهرهمند میشویم و از قوه به فعل درمیآییم. (ادامه…)
- سه شنبه ۵ آبان ۹۴
- سرمقاله
یادداشت
محمد عسلی
بعد از عاشورا
عاشورا هر سال با خود فرهنگی دارد همهگیر و همهفهم به صورت و در معنی فقط خواص به عمق آن آگاه میشوند و خواصتر فلسفه ماندگاری آن را درک میکنند.
اما آنچه در این میانه تمامی مظلومیت شهدای کربلا را بازگو میکند، همان رابطه دل است و فطرت که ظلم و ستم را برنمیتابد و هر انسانی به هر دین و آیینی نسبت به آن یعنی ستم و ستمگری و ستمدیدگی عکسالعمل نشان میدهد.
گریه هر چند از سوز دل برمیآید همانند آبی است که بر روی آتش ریخته میشود، اما این آتش چنان شعلهور و پابرجاست که هیچ گریهای به هر میزان نمیتواند آن را خاموش کند اگر باور عاشوراییان در حد نوری از روزنی کوچک بر دلها میتابد حداقل برای یکسال بیمه میشویم که آزادی و عدالت و در مقابل آن استبداد و بیعدالتی را درک کنیم و از یکدیگر تمیز دهیم. (ادامه…)
- دوشنبه ۴ آبان ۹۴
- سرمقاله
