سرمقاله اسماعیل عسلی ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹
دلمویه ای با طعم توهم

کرونا هم مثل خیلی از اتفاقات دیگر در این دیار هفت رنگ عده ای را شنگول و قبراق ساخت به طوری که با دمشان گردو می    شکنند و آماده ی کامیابی می    شوند و گروهی دیگر را نگران کرد و خاک بر سر و بلا تکلیف تا از بن دندان یقین حاصل کنیم که در این دیار گل سنبلی حتی توفان نوح هم برای عده ای حکم نسیم بهاری را دارد تا به محض شروع توفان خود را به قله  های سربه فلک کشیده که دست امواج خشمگین به دامنش نمی    رسد برسانند و کلبه ای راه بیندازند و پناهگاهی بسازند و با پرتاب طناب و قایق نجات ، نیمه جان شده  هایی که توفان آنها را به صخره  های سنگی می    کوبد را از آب بگیرند و نبات داغی در حلقومشان بچکانند و در آن شرایط وانفسا که هر کس به فکر حفظ جان است ، یک استکان چایی قند پهلو را به قیمت جان پناهنده گان محاسبه کنند !. چه آن زمانی که کسی به کسی نبود و چه در زمان جنگ و کوپنی شدن ارزاق عمومی    و چه پس از جنگ و عصر تازنده گی و تحریم  های کج دار و مریز ، همیشه عده ای از آب دائما گل آلود رویدادهای سریالی ، ماهی گرفتند و خود را بالا کشیدند و خوردند و بردند و حیف المال کردند و بازجستی هم نبود . انصافا هم در عالم خویشاوندی و رودربایستی گری که نمی    شود گریبان کسی را گرفت! (ادامه…)