سرمقاله
محمد عسلی
درخت سبزی بیدم کنج بیشه
شیراز باغ در باغ بود و درخت در درخت. اگر حافظ و سعدی در اشعارشان از سرو و صنوبر و گل و ریحان سخن رانده‌اند و آب و آبادانی و خاطر حزین را به طراوت نسیم صبحگاهی مشکین کرده‌اند تا به لطف سخن موهبت خداداد شود رابطه‌ای سخت و نزدیک با طبیعت داشته‌اند.
طبیعت شیراز که چهارفصل را به کمال، ارزانی صاحبدلان می‌داشته و عشق و شور و احساس را به نقش شعر و خیال پیوند می‌زده است. آری
کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش!
معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش
و اما بعد: (ادامه…)