سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
راهی که باید می‌رفتیم
اگر بخواهیم در باره‌ی عوامل تأثیرگذار بر تحولات اجتماعی سخن بگوییم باید نقش رسانه‌ها اعم از رسانه‌های جهانی و رسانه‌های داخلی، ادبیات و آثار هنری، دانشگاه‌ها، ساخت و ساز و معماری شهری و روستایی، بهره‌گیری از ابزارهای نوین، قوانین مصوب در مجلس و شوراهای شهری و روستایی را پر رنگ‌تر از سایر عوامل در نظر بگیریم.
مقاومت در برابر چنین تحولاتی، بسته به اینکه تا چه اندازه روی سبک زندگی تأثیرگذار بوده، متفاوت است. چنین مقاومتی معمولاً از سوی طرفداران زندگی سنتی و فضاهای بسته و جزیره‌ای صورت می‌گیرد که روز به روز از تعداد و طرفداران آنها کاسته می‌شود.
رسانه‌ها با اطلاع‌رسانی و آگاه کردن مردم نسبت به حقوق شهروندی و استانداردهای زندگی روی کیفیت مطالبات اجتماعی ظرف چند دهه‌ی اخیر تأثیر زیادی گذاشته‌اند و فضای مجازی نیز با شتاب بیشتر و البته ضریب خطای بالاتر، امکان مقایسه شرایط حاکم بر جامعه را با سایر جوامع در راستای تغییر سمت و سوی مطالبات فراهم کرده است.
نویسندگان و شاعران و هنرمندان با خلق آثاری که مردم را به تأمل و اندیشه پیرامون برخی سنت‌های خرافی و روش‌های غلط و تجدیدنظر در مناسبات اجتماعی وامی‌دارد، در راستای تنویر افکار عمومی گام برمی‌دارند و در مردم برای پشت سرگذاشتن مرحله‌ی گذار انگیزه ایجاد می‌کنند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
خاورمیانه جدید و سناریویی که به پایان خود نزدیک می‌شود
بعضی بر این باورند که خاورمیانه جدید بعد از انقلاب اسلامی ایران کلید زده شد. هدف از تغییر سیاست خارجی آمریکا پیشگیری از یک ورشکستگی عظیم اقتصادی بود که اقتصاددانان آمریکا در سال ۱۹۸۰ هشدار آن را داده بودند. زیرا کشورهای اسلامی که مالک چاه‌های نفت خاورمیانه بودند با فروش نفت به لحاظ اقتصادی رشد قابل توجهی در جهت توسعه داشتند و سازمان اوپک زیر بار فشارهای غرب برای کاهش بهای نفت نمی‌رفت. از طرفی رشد جمعیت و بهبود تغذیه ناشی از درآمد نیز در زمان صلح نیاز به خرید بیشتر اسلحه را در دستور کار دولتمردان قرار نمی‌داد. انقلاب اسلامی ایران که بت آمریکا را شکست موجب تحریک و هوشیاری مردم مسلمان کشورهای منطقه شد به گونه‌ای که نهضت‌های رهایی از استبداد داخلی و استعمار خارجی در حال اوج گرفتن بود. در چنین شرایطی تاریخ مصرف رؤسای کشورهایی مانند مصر، لیبی، عراق، تونس و … تمام شده بود و آنها به دلیل ثروت‌اندوزی و خوشگذرانی توان پاسخگویی به نیازهای مردم خود را نداشتند و بیم آن می‌رفت که اعتراضات گسترده شود و مدیریت افکار عمومی از دست آمریکا و کشورهای غربی خارج شود. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
چالش‌های زیر پوستی دانشگاه‌ها
دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی ظرف ۴ دهه‌ی گذشته چالش‌های زیادی را پشت سر گذاشته‌اند. از بحث نحوه‌ی گزینش دانشجو و تعیین سهمیه‌ها و ترکیب هیأت علمی گرفته تا نحوه‌ی ورود دانشجویان به مشارکت‌های سیاسی و اجتماعی و همچنین خروجی فارغ‌التحصیلان متناسب با نیاز جامعه و بازار کار.
البته نباید انتظار داشته باشیم پیرامون موضوعاتی که مورد اشاره قرار گرفت بین رؤسای دانشگاه‌ها، نمایندگان مجلس، مردم، جوانان و گروه‌های سیاسی و تشکل‌های مردمی اتفاق نظر وجود داشته باشد. زمانی بود که مته به خشخاش گذاشتن‌ها برای گزینش دانشجو حتی به حریم خصوصی و خانوادگی نیز کشیده می‌شد و حب و بغض‌ها روی محرومیت برخی جوانان از تحصیلات عالیه در کشور خودشان بی‌تأثیر نبود. آن زمان برخی به دنبال یکدست کردن جامعه، تحقق نظام تک حزبی و همرنگ کردن همگان بودند که رفتاری متوهمانه و دور از واقعیت بود و مهر تأیید مردم را هم بر پیشانی نداشت. بعدها زمانی که قباحت بکارگیری چنین روش‌های غیرعادلانه‌ای بر همگان روشن شد گروه‌های سیاسی یکدیگر را به پیشگامی در اتخاذ چنین روش‌هایی متهم کردند و نهایتاً رعایت اعتدال در این خصوص مطمح نظر قرار گرفت که به منزله‌ی آبی بر آتش نارضایتی مردم بود. قابل انکار نیست که رویکرد به میانه‌روی در خصوص نحوه پذیرش دانشجو و پذیرش آن توسط اکثریت اداره‌کنندگان کشور بیانگر غلط بودن شیوه هایی بود که در اوج بحران‌های سیاسی در داخل کشور اعمال می شد. البته این روش‌ها هرگز جواب نداده زیرا مردم پس از مدتی خودشان را با شرایط وفق دادند و برای اینکه با مشکلی در این خصوص روبه‌رو نشوند نقابی بر چهره زدند و وانمود کردند همان کسی هستند که بعضی‌ها می‌خواهند در حالی که نبودند و بعدها از دل همین نفاق‌ها و دورویی‌ها و نقاب بر چهره زدن‌ها اختلاسگران بزرگی سر برآوردند که شگفتی جهانیان را برانگیختند و به کارگیری شیوه‌هایی از این دست برای اداره‌ی جامعه را به عنوان عبرتی تاریخی مطرح کردند. (ادامه…)