یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
دامنه‌ها و قله‌ها
وقتی یک شخصیت اهل علم و محبوب یا هنرمند واقعی و سیاست‌ورزی نخبه که نقش برجسته‌ای در تحلیل‌ها و گفتمان‌سازی‌ها ایفا می‌کند و مردم او را به عنوان فردی می‌شناسند که درک واقع‌بینانه‌ای از کشور، منطقه و جهان دارد و هنگام سخنوری از این و آن مایه نمی‌گذارد و از روی تجربه و دانش سخن می‌گوید نامزد انتخابات مجلس می‌شود تا از حقوق مردم دفاع کند، چنین شخصیتی هرگز با بحران مخاطب مواجه نمی‌شود و نیازمند این نیست که با صرف هزینه و باند بازی و ر انت و لابی‌گری آدم دور خودش جمع کند و برای مطرح کردن خود دیگران را تخریب نماید. اما کسی که مجوز حضور خود در انتخابات را از طریق حرکت در سمت وزش باد و سوار شدن بر امواج مقطعی به دست آورده و اعتبار خود را از فهرست‌ها می‌گیرد طبیعتاً نیازمند مخاطبانی غیرخودجوش است.
مخاطب خودجوش کسی است که سخنران را از پیش می‌شناسد و با فضایل علمی و اخلاقی و ایده‌های سیاسی او آشناست و برخی از آثار مکتوب او را در کتاب‌ها و رسانه‌ها مطالعه کرده و علاقه‌مند است که با حضور در جلسه‌ی سخنرانی او به دانش و تجربه‌ی خود بیفزاید و به موازات آن از او حمایت کند و اگر سؤالی دارد مطرح نماید. (ادامه…)

یادداشت
محمد عسلی
راز و رمز انقلاب اسلامی ایران
برادرم از شیراز زنگ زد که با پدر به راهپیمایی رفته‌ایم، همه آمده بودند. گفتم: پدر با آن سن و سال و بیماری که به سختی از خانه بیرون می‌رود مگر برای دیدن دکتر، چگونه راضی شد بیاید؟
گفت: با اصرار خودش بود. گفت: تکلیف است. اگر نیایم روز قیامت باید جواب بدهم.
مادر هم آمد. خیلی‌ها آمده بودند، در کوچه ما احدالناسی در خانه نماند. گفتم عجب!
گفت: بله. همسایه‌های کلیمی هم آمده بودند یک گروه تشکیل داده بودند. گویی صحرای محشر بود! گویی اراده‌ای دیگر بود!
گفتم: حالا وضع چگونه است؟ گفت: تمام است، تمام.
شاه که رفت همه چیز برای سقوط نظام شاهنشاهی فراهم بود، گر چه شاه از مدت‌ها پیش در اذهان عمومی مردم مرده بود. اما با آمدن امام، گویی اصالتاً هیچگاه نبوده است.
و اما بعد: (ادامه…)

مؤلفه‌های شش‌گانه
نام‌گذاری روز سیزدهم بهمن به عنوان انقلاب اسلامی، مردم‌سالاری دینی، همدلی و همزبانی ملت و دولت را باید نام‌گذاری هوشمندانه‌ای توصیف کرد، چرا که ۶ مؤلفه‌ی مورد تأکید در این شعار پیوندی ناگسستنی با یکدیگر دارند. مردم‌سالاری به این معنا که تمامی خادمان ملت در هر مقام و رتبه‌ای مشروعیت خود را مستقیم یا غیرمستقیم از مردم می‌گیرند و بر این اساس باید در راستای منافع ملی و رفاه و آسودگی آنها گام بردارند. از این رو حرکت در چارچوب‌هایی که تضمین کننده مردم‌سالاری است از انتخابات گرفته تا احترام به حقوق شهروندی و آزادی‌های مشروع مصرح در قانون اساسی در تمامی بزنگاه‌ها باید مطمح نظر کارگزاران قرار گیرد. دینی بودن مردم‌سالاری به معنای عدم مغایرت نه تنها قوانین و چارچوب‌ها و اهداف بلکه منش و روش و کنش خدمتگزاران به مردم با ارزش‌های اسلامی است. در این رابطه تنها مردم نیستند که باید پاسخگوی عدم مطابقت رفتار خود با معیارهای دینی باشند بلکه همه‌ی کسانی که مستقیم و غیرمستقیم مجوز خدمتگزاری به مردم را در جریان انتخابات دریافت می‌کنند باید جوابگوی گفتار و رفتار و کردار خود بر اساس موازین دینی باشند. که برجسته‌ترین آنها صداقت، امانتداری، عدم خیانت به بیت‌المال، محترم شمردن جان و آبروی مردم و دل سپردن به شکوه‌ها و انتقادها و درد دل‌های آنهاست.
برخی بر این باورند که مردم‌سالاری دینی ترکیب ناسازگاری است چرا که باورها و نگاه مردم به امور زندگی و اقتصاد و سیاست همواره در حال تغییر و تکوین بر اساس شرایط و مقتضیات است و احکام و قوانین دینی ثابت و غیرقابل تغییر هستند و درآمیختن این دو با یکدیگر به فدا شدن یکی از آن دو می‌انجامد. (ادامه…)