سرمقاله محمد عسلی ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
یار دبستانی در چنگال کرونا

دلی که ذوق پریدن داشت و چشم های نگرانی که با ولع و حرص فراوان ورق های رنگین را به انگشت می سائید و مژه بر هم نمی زد اینک خیره در صفحه جادوئی تلویزیون مجال بلند شدن را از دست داده است.
آن یار مهربان که دلمشغولی های کودکی را در شب های سرد زمستان کنار بخاری و اجاق رقم می زد و قصه مشهدی حسن آسیابان ده ماست را در اندیشه شناور می کرد و طراوت آبها را قابل لمس می نمود اینک به فراموشی رفته و حتی نیم نگاهی به آن نمی شود!
جاذبه فضاهای مجازی و در دسترس بودن اطلاعات درست و غلط ملغمه ای از افکار مغشوش را رقم زده است.
سفره ای شیرین و گاه آغشته به زهر و سموم پرجاذبه روح و روان مخاطبان و کاربران را چنان درگیر مجاز کرده که حقیقت و هویت بودن آدمی در زمین را به سخره گرفته و هوس های ناپایدار، عشق و عقل را در تار عنکبوتی خود محصور کرده اند. (ادامه…)

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۷ اردیبهشت ۱۴۰۰
قطب های همنام

تعریفی که در عرف سیاسی از سیستم وجود دارد بیانگرهماهنگی و همسویی بین مولفه های آن است . اگر کسی روزنامه های حداقل دو دهه ی اخیر را با ژرف نگری مرور کند متوجه می شود که برخی از اجزای سیستم سیاسی و اداری کشور رفتاری مشابه قطب های همنام دارند یعنی در حالی که فلسفه ی وجودی آنها حرکت در یک مسیر است اما در عمل کاری جز خنثی کردن محصول تلاش خود نمی کنند . پشت هر پروژه ، ایده ، رویداد ، معاهده و توافقی با اما و اگرهایی مواجه هستیم که معمولا متولیان و مطرح کنندگانش نقشی در ایجاد و راه اندازی آن ندارند. از یک سو مجلس مدعی نظارت دقیق بر عملکرد دولت است و از سویی دیگر همین مجلس بیانیه ای صادر می کند که مفهومی جز نفی و رد فعالیت های صورت گرفته توسط دولت ندارد .
اینجاست که می بینیم هر طرح و ایده ای تا زمانی که نتیجه بخش است همه ی افراد مسئول و دخیل در اداره ی کشور به دنبال تعیین سهمی بیشتر در آن برای خود هستند و موفقیت ها را به حساب عملکرد خود می گذارند و هر جا با گیر و بستی مواجه شد ، پا پس می کشند و دستاویزی برای نفی حسن عملکرد یکدیگر علم می کنند . (ادامه…)

سرمقاله محمد عسلی ۶ اردیبهشت ۱۴۰۰
از کجا به خودروسواری رسیدیم

ورود ماشین و پیرو آن اتومبیل به درون زندگی مردم بسیاری از مشاغل و رفتارهای فردی و اجتماعی را تغییر و یا تعدیل داد. یادمان بیاید که اصطبل چهارپایان به گاراژ، نعل بندی به پنچرگیری، علافی به پمپ بنزین، مکاری به راننده، افسار به فرمان، جل دوزی به تودوزی، زنگوله به بوق، بیطار به مکانیک و علاقه بندها به قطعات لوکس تزئینی تغییر مکان و تغییر وضعیت دادند.
فرهنگ خرسواری هم به مرور به خودروسواری تغییر کرد تا آنجا که در مکالمات و تعاملات اجتماعی واژه های فرنگی در زبان فارسی آنچنان جا افتادند که در لهجه ها و گویش های محلی هم جاخوش کردند.
اما اتفاقی که باید می افتاد و متأسفانه نیفتاد، نظم پذیری و قانونمندی در جهت رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی است که یکی از علل عمده تصادفات رانندگی در ایجاد خسارت های مالی و جانی است.
ترافیک خیابانی و جاده ای علاوه بر دامن زدن به آلودگی های محیطی و هوایی آلودگی های صوتی هم ایجاد کرده است. (ادامه…)