یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
هزینه آرامش
میان مایگی شیراز در برخورداری از ظرفیت لازم برای مواجهه با تغییرات آب و هوایی امر جا افتاده ای است که برای همگان روشن و آشکار است. به طوری که نه تاب و تحمل بارندگی فراوان را دارد، نه برف را برمی تابد و نه سرما را. من در طول ۶ سال فعالیت مطبوعاتی در استان مرکزی و شهر اراک که برودت هوای آن در زمستان گاه به ۲۵ درجه زیر صفر هم می رسید به چشم خود می دیدم که به دلیل تکرار زمستان های سخت در آنجا ساکنان اراک خود را با نوسانات آب و هوایی وفق داده بودند. اما چون سرمای شیراز بگیر نگیر دارد و گاه آفتاب زمستانی دلچسبش آدم را به یاد اردیبهشت می اندازد، تمهیدات آنچنانی برای مقابله با سرمای غیرمنتظره اندیشیده نمی شود. در اراک و همدان سرمای هوا گاه موجب چسبیدن در خروجی ساختمان به حیاط می شد. رانندگان معمولاً لامپ روشنی را روی موتور و زیر کاپوت خودرو می گذاشتند تا از یخ زدگی آن جلوگیری کنند و برخی نیز زیر خودرو منقل می گذاشتند. از ابتدای پاییز نیز مبادرت به ریختن ضد یخ در رادیاتور خودرو می کردند. اراک از شهرهای کارگری و صنعتی است به طوری که کارگران کارخانجات آلومینیوم، ماشین سازی، واگن پارس، کمباین سازی، آونگان، آذرآب، شرکت صنایع و بسیاری از کارگاه های اقماری آنها از ساعت ۶ صبح در اوج سرما سوار سرویس می شدند و کارگران شاغل در نمایندگی روزنامه ها و نشریات کشوری نیز ساعت ۵/۴ صبح به ترمینال مراجعه می کردند و گونی های یخ زده و انباشته از نشریات گوناگون را بار می زدند و به کیوسک های داخل شهر منتقل می کردند به طوری که تا ساعت ۵/۷ صبح اغلب مشترکین روزنامه خود را دریافت کرده بودند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
انقلاب اسلامی ایران به کجا می¬رود؟
۳۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران گذشته و در آستانه وارد شدن به سی و هشتمین سال هستیم. با گذشت این همه سال که انقلاب از فراز و نشیب¬های بسیار عبور کرده امروز چند سؤال در اذهان تحلیلگران سیاسی و اقتصادی و فرهنگی به دنبال پاسخ است که مهم¬ترین آن این سؤال است: انقلاب اسلامی ایران به کجا می¬رود؟
طبیعی است هر تحلیلگری بر مبنای اطلاعات و آگاهی¬های خود که چه بسا بعضاً ناقص و ابتر هم باشد به قضاوت می¬نشیند و گاه دیدگاه¬ها و خواسته¬های سیاسی¬اش هم به عنوان موافق و مخالف بر آن تأثیر می¬گذارد. یکی روند انقلاب ایران را خوب و توأم با تعقیب هدف¬هایش تحلیل می¬کند و دیگری برعکس آن را در انحراف از معیارهای اولیه می¬بیند.
بی¬شک تحلیل واقع¬بینانه و توأم با آگاهی روند انقلاب اسلامی ایران را نه کاملاً سفید سفید و نه کاملاً سیاه سیاه قضاوت می¬کند که در مرحله نخست نیاز به اطلاعات آماری از میزان عملکردها و نتایج خوب و بد آن هست و دوم قدرت قضاوت و بی¬طرفی تحلیلگر که متأسفانه امروز نه در رسانه¬های داخلی و نه در رسانه¬های خارجی چندان قضاوت¬های بحقی را شاهد نیستیم.
و اما بعد:
انقلاب اسلامی ایران همانند انقلاب¬های بزرگی چون انقلاب کبیر فرانسه «۱۷۸۹»، انقلاب اکتبر روسیه «۱۹۱۷»، انقلاب چین «۱۹۴۳»، کوبا و امثالهم با اهداف و شعارهای از پیش تعیین شده¬ای به پیروزی رسید.
انقلاب اسلامی ایران یکی از ضد امپریالیسم¬ترین انقلاب¬های جهان بود که شعار اصلی مرگ بر آمریکا حکایت از آن دارد.
هدف دیگر انقلاب مقابله و مبارزه با استعمارگران و یادآوری هدف¬های استعماری کشورهایی چون آمریکا، انگلیس در ایران قبل از انقلاب بود.
مقابله با استبداد و خودکامگی داخلی و خارجی از جمله اهداف اولیه انقلاب بوده است که شعار مرگ بر شاه برآمده از اراده و خواست تمامی مردم ایران بود. (ادامه…)