سرمقاله محمد عسلی ۱۸ شهریور ۱۴۰۰
از هر طرف که رفتم

زمین سرسخت هنوز هم نیمه جانی دارد و سرگردانی را در دور باطلی دیگر تجربه می کند. نفس زمین به شماره افتاده و باران های سیل آسیا در جدال با آلودگی ها ناتوان است. زمین از اعماق تا سطح در عصر جدید چنان کاویده شده که احساس درهم شکستگی دارد. فریاد زمین را با رعد و برق، طوفان های سهمگین، آتش سوزی های ممتد جنگل ها، فرونشست ها، فرسایش ها، زلزله ها، سونامی ها و مهم تر از همه گرمایش ممتد و ذوب شدن یخ های قطب به گوشمان آشناست اما کم کم به آن عادت کرده ایم.
ما وراثان قدرشناسی برای زمین نبوده ایم، ما زمین را مصرف کردیم و به شدت از آن کاستیم، زمین به روزگاران عهد قدیم تر از عهد عتیق چند بار ما را بلعیده و دوباره بالا آورده. اینک زمان آن رسیده که دوباره بلعیده شویم. بلعیدنی سخت، چنانکه چونان گذشتگان چندان آثاری از ما باقی نماند.
به دنبال فروچاله ها در فضا نباشیم. فروچاله های تکیه گاه خود را دریابیم. (ادامه…)