یادداشت طنز سردبیر اسماعیل عسلی ۱۷ فروردین ۱۴۰۰
قرار و مدار بز چرونی

ننه ی سلندر مونده بود که چیکار بکنه ، از یک طرف خرج وباسیر شوهرش کمرشکن شده بود و از اون طرف هم برای عروس کردن دخترش تو بکش بکش کرونا دنبال پول قلنبه بود تا جهیزیه بخره . نمی دونست چه خاکی به سرش بریزه ، سر در گریبون ، زانوی غم بغل گرفته بود که یهو پری خانم همسایه ی دیوار به دیوار کله ی پتی سرزده هل خورد تو حیاط خونه و گفت : ننه ی سلندر سلام ، میگم والله ، آقو منوچهر بز خریده که پیش پای منیژه و بچه هاش که برای گشت و گذار نوروزی رفتن ترکیه قربونی کنه ، دیروز خبر آوردن که موج چهارم کرونا راه افتاده و از زمین و هوا راه بند اومده و معلوم نیست کی برمیگردن !
ننه ی سلندر گفت : حالو میگی من چیکار کنم ؟ پری خانم این پا و اون پا می کرد و حرفش تو گلوش گیر کرده بود و نمی دونست چیطوری به زبون بیاره ولی به هر بدبختی بود دو تا نفس عمیق کشید و گفت: هر جوری که حساب می کنم می بینم تو این وضع گرونی نمیتونم برای این زبون بسته علف و گندم و جو بخرم ، بز بیچاره از گشنگی لته کهنه به دندون می کشه ، می خواستم ببینم میشه ما با شما قول و قرار بز چرونی بگذاریم ، البته من هم سرم تو حسابه و یه جوری جبران می کنم ! (ادامه…)