یاد  د  اشت طنز / سردبیر

سوپ پای مرغ

نجمه جون ، خاله زینت و آفاق خانم همین که کلاغ محله بهشون خبر داد از وضعیت قرمز دراومدیم و همه چیز زرد شده ، آب بینی شونو با ماسک گرفتن و انداختن تو سطل زباله و زدن به کوچه و نشستن روی سکوی سایه دار خونه ی اخترخانم و شروع کردن به نخ کردن مهره ی غیبت رجل سیاسی و از اقبال بلندشون شب قبل از این گردهمایی باشکوه خبر انفجار بندر بیروت به گوش صغیر و کبیر رسیده بود و شده بود نقل دهن این و اون و نونشون تو ترید روغن بود ، زینت خانم هم خداخواسته از ب بسم الله تا تاء تمت این واقعه ی جگرخراش رو برای دم گرفتن و زبون گرمی آماده کرده بود .
هنوز جاشون گرم نشده بود که سر کلاف رو به دست گرفت و گفت : هر چی هست زیر سر رفیق حریریه ، مثل این که میگن میخواد انتقام خون باباشو بگیره ! نجمه جون گفت : زبون به دندون بگیر زینت خانم مگه نمی دونی هر چی بوده و نبوده خاکستر شده ! نه سندی نه مدرکی ؛ شما از کجا میگی زیر سر رفیق حریری بوده ؟ زینت خانم گفت : معمولا جنایت کار به محل جنایت سر می کشه ! نجمه جون گفت : خب پس روی این حساب مکرون هم شریک جرم رفیق حریریه ! نه عزیز دلم شما صبر کن ، خیلی مونده که کفگیر بخوره به ته دیگ . عزا چه عزاییه که مرده شور هم گریه می کنه ، فرانسه که سالها سابقه چپاول و کشتار مردم لبنان رو داره مشغول جمع کردن اعانه شده و تا حالو نزدیک چند صد میلیون دلار تلنبار کرده و با مد و تشدید گفته که این پولها رو مستقیم میدم دست مردم ! (ادامه…)