سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۹ دی ۱۴۰۰
قانونی برای دفاع از قانون

از قانون اساسی به عنوان میثاق ملی یاد می شود ؛ اما پرسشی در این میان مطرح است و آن این که آیا دولت هایی که ظرف چند دهه ی اخیر آمده اند و رفته اند در تمامی زمینه ها به مر قانون اساسی عمل کرده اند یا خیر ؟ در مقام پاسخگویی به این پرسش اگر مروری بر دیدگاه کنشگران فعال سیاسی وابسته به جریان های اصولگرا و اصلاح طلب پیرامون کوتاهی های صورت گرفته در پیوند با عمل به قانون اساسی بیندازیم ، متوجه می شویم که هرکدام با اشاره به برخی از اصول قانون اساسی مورد نظر خود ، یکدیگر را به کم نگری و بی اعتنایی متهم کرده اند و جالب اینجاست که روسای جمهور نیز که وظیفه دیدبانی عمل به قانون اساسی را بر عهده داشته اند ، در مواردی بدون آن که پیگیری های لفظی آنها ضمانت اجرایی داشته باشد در سخنرانی ها خصوصا در بازه ی زمانی تبلیغات در این باره نگرانی خود را بر زبان آورده اند . با این توصیف ، مسئولیت کم نگری نسبت به قانون اساسی متوجه دولتمردان و مولفه های تاثیر گذار در پیشبرد روند امور کشور است. در این میان عده ای در پاسخ به منتقدین قانون اساسی می گویند تا زمانی که به تمامی اصول قانون اساسی عمل نشود ، داوری پیرامون کارایی آن از دقت بالایی برخوردار نخواهد بود . قابل انکار نیست که غیر از روسای جمهور که اغلب در این خصوص از محدودیت اختیارات خود سخن گفته اند ، نمایندگان مجلس ، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز فراخور جایگاه قانونی خود از توان لازم برای جلوگیری از حاشیه نشینی برخی از اصول قانون اساسی برخوردار بوده اند هر چند در این راستا اقدامی همگرایانه نداشته اند ! (ادامه…)