سرمقاله
محمد عسلی
۲۲ بهمن میراث ماندگار
انقلاب امری و دستوری نیست. این سخن مارکس است. اما وقتی در قرآن کریم میخوانیم: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» [خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آنکه از درون تغییر کنند] در واقع مارکس تعریف خود را از قرآن وام گرفته است.
سادهتر بگویم. انقلاب یک تحول بنیادین مردمی است که تحقق آن منوط به خواست مردمی است که در راه تغییر و تحول مصمم و مقاومند در صورتی که شرایط آن فراهم باشد.
انقلاب اسلامی ایران و پیروزی آن برای هیچ یک از صاحبنظران مسایل سیاسی جهانی قابل پیشبینی و پذیرفتنی نبود. زیرا پیوسته این تصور میرفت که مذهب و دین قدرت انقلابی خود را از دست داده و اگر در کشوری توسط ملتی، انقلابی صورت بگیرد یا انقلاب از نوع مارکسیستی است و یا ناسیونالیستی.
اما در ایران چنین نشد زیرا اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران در قیام اولیه خرداد ۴۲ و قیام ثانویهای که منجر به انقلاب شد. با رهبری مذهبی باسابقه در مبارزه با رژیم سلطنتی شاه سابق انقلاب ایران محتوای اسلامی گرفت هر چند شکل و فرم آن جمهوری بود. (ادامه…)
- جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۸
- سرمقاله
سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
سمت وسوی آرای کمی و کیفی مردم
نماد جمهوریت بودن برای مجلس موجب میشود که هر توفیق و یا شکستی در روند اداره امور کشور به نحوهی عملکرد این نهاد تقنینی نسبت داده شود زیرا دولت نیز به عنوان بالاترین نهاد اجرایی ناگزیر به حرکت در چارچوبی است که مجلس تعیین میکند. انتظار مردم این است که مجلس آنگونه که جایگاهش اقتضاء دارد، قادر به اعمال قدرت باشد زیرا مطمئناً شکلگیری صوری مجلس تنها به عنوان اقدامی در راستای تکمیل پازل مردمسالاری مد نظر نیست بلکه این کارکرد مجلس است که پشتوانهی فلسفهی وجودی آن است! علت اینکه رابطه احزاب و گروهها با مردم پس از تعیین نتایج انتخابات به گرمی زمان تبلیغات نیست به حال و هوای مجلس بر میگردد یا اساساً حزبی در کار نیست؟ ظرف چند دههی گذشته دیده نشده که گروههایی از مردم به دعوت حزبی خاص که منویاتش در مجلس اجرایی نشده به خیابان بیایند! چرا احزاب سخنگو ندارند و در شرایط عادی که فضای کشور انتخاباتی نیست، میتینگ و فراخوان حزبی نمیدهند تا پاسخگوی هواداران مورد ادعای خود باشند؟ اگر احزاب فعال در ایران که هواداران زیادی برای خود قائل هستند واقعا ساز و کار و دم و دستگاهی برای انجام کار حزبی، نظرسنجی و راهاندازی اتاقهای فکر دارند باید در مورد محل تأمین هزینهی خود نیز سخن بگویند! چرا نمایندگان شخصیت حزبی ندارند و اصولی که نشاندهندهی هواداری آنها از تفکری خاص با پیوست اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است را رعایت نمیکنند و ناگهان میبینی سر از فراکسیونی درمیآورند که هیچ سنخیتی با مانیفست حزب متبوعشان ندارد! چطور میشود شخصی که با آرایی قابل ملاحظه چندین دوره در رأس مجلس قرار گرفته ناگهان با توجه به انصرافش از نامزدی مجدد توسط همان کسانی که بعضاً به ریاست او رأی دادهاند زیر سؤال میرود و تمامی کاسه کوزهها را بر سر او میشکنند؟ چرا اغلب نامزدها در عین حال که از یک سو سعی میکنند نظر شورای نگهبان را به ویژگیهای به اصطلاح خداپسندانهی خود جلب کنند، از سویی دیگر تلاش دارند مردم را در جریان اختلاف زاویه دید خود با شورای نگهبان بگذارند تا روی رأی آنها تأثیر مثبت داشته باشد؟ این دوگانگی در رفتار و گفتار را چگونه میشود توجیه کرد؟ (ادامه…)
- چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۸
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
فارس و انقلاب اسلامی
فارس زادگاه دلیرمردان و سلحشوران شجاعی بوده است که در مقاطع مختلف زمانی از مرزهای جنوبی کشور در خشکی و دریا از ایران محافظت کرده و خون پاکشان در جدال با متجاوزان و بیگانگان بر زمین جاری شده است. از این رو دشتهای خونین این سرزمین هماره رویش لالههای سرخفام را شاهد بودهاند.
از آریو برزن شجاع و با استقامت گرفته که راه را بر سپاهیان اسکندر در دربند فارس گرفت، تا اردشیر که والرین امپراتور روم را دستگیر کرد و نقش تاریخی آن را بر کوههای سخت تنگ چوگان برای همیشه حک نمود تا درسی باشد برای متجاوزان به این میهن ماندگار و از لطفعلی خان زند آن دلیر پاکباز که در برابر آقامحمد خان قاجار تا پای جان ایستادگی کرد، تا رئیسعلی دلواری که پوزهی متجاوزان انگلیسی را به خاک مالید و از ملا محمدباقر اصطهباناتی معروف به شهید رابع، شهید راه مشروطیت تا ۱۵ هزار شهید بزرگوار جنگ تحمیلی ۸ ساله و پیشقراولان انقلاب اسلامی همه از این خاک شجاعپرور و ادیبنهاد برخاستهاند. به راستی که از هر نقطه دوردست فارس بزرگانی برخاستهاند که در لباس روحانیت و علم و دانش و استقلالطلبی همراه با روحیه سلحشوری سرآمد بزرگان تاریخ این کهندیار بودهاند.
سهم فارس در انقلاب اسلامی از آن رو قابل توجه است که نقطه آغاز مقابله با نظام ستمشاهی در خرداد ۴۲ همزمان با قم و تهران بوده است و در آن روزگار که من ۱۴ ساله بودهام به همراه برادرم حبیب در چهارراه مشیر با سیل سربازانی مواجه شدیم که به روی مردم معترض آتش گشودند و چند نفر را به شهادت رسانده و تعدادی را زخمی کردند. در بامداد روز بعد مرحوم شیخ بهاءالدین محلاتی روحانی مبارز شیرازی به همراه آیتالله شهید عبدالحسین دستغیب و حجهالاسلام مصباحی وقتی چند تن از مبارزان دستگیر و به تهران اعزام شدند و نیز کسانی چون مرحوم آیتالله حائری بزرگ شیرازی و نیز آیتالله محیالدین (صادق) شیرازی و مرحوم مهندس طاهری و آقایان نعمتالله تغاء و حاج مجید روزیطلب و بسیار افراد دیگر در مقطعی دیگر دستگیر و زندانی شدند. (ادامه…)
- سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸
- سرمقاله