طنز اسماعیل عسلی
جشنواره ی حرف مفت

خاله خاور ، ننه زینت و اخترخانم که از نظر اهل محل نسلشون در حال انقراضه ، حسابی از میدون داری کرونا کلافه شده بودن ، به همین خاطر سر به شورش برداشتن و دوباره قلیوناشونو چاق کردن و بعد از آب و جاروی مفصل نشستن رو سکوی دم در خونه ی افسرخانم که چند روز دیگه سرسالش میرسه و هنوز خبری از آگهی حصر وراثتش نیس و همسایه ها میتونن قبل از آوار شدن خونه ی قجری اوستا فخرالدین با دور هم نشینی، دود قلیونشون رو به صورت هم حواله بدن . دستور جلسشون هم زیر و بالا کردن تغییرات آب و هواییه و پاشونو کردن تو یک کفش و میگن میخوایم تکلیف زمین رو روشن کنیم .
خاله خاور که به دندون لقی شهره ی خاص و عامه و آب تو دهنش خیس نمیخوره به ننه زینت میگه : مگه نمیگن دور و بر زمین دیوار قرص و قایمی کشیدن که سوزن هم از توش رد نمیشه ، پس این همه آب کجا میره همین دیروز شاطر غفار دستش رو زده بود زیر چونش و بیکار نشسته بود و می گفت آب قطع شده و نون نمی پزیم . (ادامه…)